توجه به استعدادها | مجموعه یادداشتهای مدیریت تفکر (قسمت ۱۲ از ۱۶۴)
در قسمتهای قبل، به جایگاه و نقش تفکر در زندگی و همچنین آثار و فواید آن اشارههایی کردیم. همانطورکه خودتان هم در این مدت کوتاه متوجه شدهاید، استفاده از نیروی تفکر بهمثابه جاریشدن آبهای راکد و رودخانههای خشکیدۀ درون وجودمان است. درک نسیم حاصل از زندگی هدفمند در گروی تفکری است که با طرح سؤال آغاز میشود و با تدبر در طبیعت و نعمتها و جامعه و تاریخ و خود انسان تغذیه میشود. حالا چند نکتۀ بسیار مهم دیگر (به دفترچههای تفکر خود مراجعه کنید):
۱. به گذشتۀ خود سفری کنید. ببینید تابهحال از کدامیک از استعدادهای خود بیشتر استفاده کردهاید؛ مخصوصاً از قدرت انتخاب، اراده، وجدان، خلاقیت، فهم، عقل، تصمیمگیری، حل مسئله. برای هریک از استعدادهای فوق چند کارکرد ساده انتخاب کنید. فرض کنید اینها لوازم منزل هستند؛ اینها وسیلههای نقلیه هستند؛ اینها ابزار و سرمایههای کارتان هستند.
به بعضی از جوانهایی که به استعدادهای خودشان توجه نمیکنند، میگویم: تصور کنید از نعمتی به نام عقل و شعور محروم هستید و بهجای آن چندصدمیلیون تومان پول دارید. آیا حاضرید معاملهای اینچنین انجام دهید؟ در این صورت، با اندکی تأمل متوجه میشوند سرمایههایی دارند که میلیاردها تومان ثروت مادی جانشین آنها نمیشود. پس اگر آنها را بهکار بگیرند، مسئلهای بهنام بیکاری نخواهند داشت.
باور کنید بهدلیل اینکه گفتمان تفکر و توجه به استعدادهای معنوی در بین خانوادهها و جامعه رایج نیست، خیلی ضرر کردهایم و بیم آن میرود که جامعۀ ما به فقر فکری مبتلا شود. این خطر بسیار عظیم است. آنچه ما را تهدید میکند و زندگی ما را در معرض آسیب قرار میدهد، بیتوجهی به همین چیزهاست. حتی مسئلههایی مثل اشتغال و اقتصاد و ازدواج و مسائلی از قبیل بحران هویت و اعتیاد و آنچه امروز بهعنوان ناهنجاریهای اجتماعی مطرح است، میتوان با گسترش فرهنگ تفکر تا حد زیادی علاج و پیشگیری و اصلاح کرد. با این بینش بیاییم به کارکردهای استعدادهای خود فکر کنیم.
۲. کارکردهایی را که مشخص کردهاید، در قالب تجربههای مفید زندگی به دستورالعملهایی سازنده برای آیندۀ خود و دیگران تبدیل کنید و در اختیار دیگران قرار دهید. بیاییم فکرکردن را به کار اصلی زندگی خود تبدیل کنیم تا به ما نگویند: «این حرفها نون و آب نمیشود.» بهعکس لازم است باور کنیم که نان و آبها باید به مواد فکری تبدیل شود تا انسان وارونه معنا نشود.
نویسنده: جلیل معماریانی
یکشنبه، ۹ خرداد ۱۳۸۹، روزنامه خراسان شمارۀ ۱۷۵۶۲