حل مشکلات با طرح سؤال | مجموعه یادداشتهای مدیریت تفکر (قسمت ۴۷ از ۱۶۴)
درادامۀ مباحث مربوط به تفکر، در این شماره نیز به موضوع تفکر و حل مسئله میپردازیم.
همانطورکه قبلاً هم اشاره کردیم، تفکر با طرح سؤال آغاز میشود. برای حل مشکلات مختلف زندگی، ابتدا باید آنها را بهصورت مسئله مطرح کرد.
هر مسئلهای که در زندگی انسان پیش میآید، حتماً باید دستهبندی شود. بهعبارت دیگر، باید از خود سؤال کنیم:
«این مسئله از چه مقولهای است؟ مثلاً مربوط به خانواده؟ تحصیل؟ اخلاق فردی؟ مسئلۀ علمی و فکری و عاطفی؟ روانی؟ اراده؟ انگیزه؟ توقعات؟ ضعفهای من؟ باورها؟ ارزشها؟ انگیزهها؟ هدفها؟ روابط؟ احساسات؟ عقیدهها؟ حالات نفسانی؟ اقتصاد؟ دین؟ جامعه؟ وظیفهها؟»
وقتی معلوم شود این مسئله به کدامیک از این دستهها مربوط است، سؤال بعدی مطرح میشود. فرض کنید که مشخص کردید این مسئله مربوط به چیست، حالا دربارۀ آن این سؤال را مطرح کنید: «موضوعات اصلی مربوط به این بحث کدام است؟» فرض کنید در زندگی شما مشکلی وجود دارد و مشخص کردید که مربوط به مسائل اجتماعی زندگی شماست. حالا باید موضوعاتی را دراینباره لیست کنید.
مثلاً معاشرت، آداب و رسوم، وظیفۀ اجتماعی، امنیت اجتماعی، عادات مردم، فرهنگ عمومی. پس تا اینجا مشخص کردهاید که مثلاً موضوع شما اجتماعی است و مربوط به معاشرت در روابط با مردم است.
حال نوبت سؤال بعدی است: دراینباره چهچیزهایی مهم است؟ نظارت برجستهای که دراینباره وجود دارد، چیست؟ چرا و به چه دلیل؟ و به چه استنادی؟ مثلاً متوجه میشوید بنابه فرمایش معصومان علیهمالسلام در مسئلۀ روابط با مردم که مربوط به معاشرتهای من است، نکتۀ مهم این است که باید آنها را تکریم کنیم. حال سؤال بعدی این است که چگونه این کار را انجام دهیم؟
بهعبارت دیگر، برای حل مسئله، ابتدا باید طبقهبندی و عنوان کلی آن را شناخت؛ سپس موضوعات اصلی مربوط به آن را شناسایی کرد و نکات مهم و برجسته و مربوط به آن را لیست کرد و آنگاه، با توجه به عقیدهها و ارزشها و باورها، به چگونگی آن پرداخت. تمام مسائل زندگی را میتوان با تفکر حل کرد، بهشرطیکه همیشه خدا را درنظر داشته باشیم.
نویسنده: جلیل معماریانی
یکشنبه، ۱۰ بهمن ۱۳۸۹، روزنامه خراسان شمارۀ ۱۷۷۶۰