خودآگاهی, نظم فکری

فکرکردن به چه‌ چیزهایی، برتر از عبادت است؟ | مجموعه یادداشت‌های مدیریت تفکر (قسمت ۵۷ از ۱۶۴)

فکرکردن-به-چه‌-چیزهایی-برتر-از-عبادت-است

فصل بهار فرصت بسیار خوبی است برای فکرکردن. لطفاً یکی‌دو دقیقه فکر کنید. حتماً می‌پرسید به چه‌چیز فکر کنم؟ یکی از چیزهایی که ارزش فکرکردن را مشخص می‌کند، همین است؛ یعنی موضوعی که ما به آن فکر می‌کنیم. اینکه در روایت‌های مختلفی هم آمده است ارزش یک ساعت فکرکردن به‌اندازۀ هفتاد سال عبادت است و در روایت‌های دیگر، بهتر از هفت سال عبادت، این تفاوت مربوط به سؤالاتی بوده است که اصحاب می‌پرسیدند و ائمه (علیهم‌السلام)، از موضوع تفکر آن‌ها سؤال می‌فرمودند و سپس ارزش‌گذاری می‌کردند. بنابراین، موضوع فکر مهم است.

حالاً واقعا ما به چه‌چیزهایی فکر می‌کنیم؟ چگونه افکار خود را دسته‌بندی می‌کنیم؟ مثلاً اگر قرار باشد به امکانات و ویژگی‌های اتومبیل فکر کنیم، به راه‌های کاهش مصرف بنزین فکر می‌کنیم یا به تزئینات مربوط به سقف آن؟ آیا بر موضوعات فکری خودمان تسلطی داریم؟

یکی‌دو ماه قبل برای خرید شلوار برای فرزندانم به فروشگاه لباس رفتیم. شلوارهایی روی میز بود و مشتری‌ها درحال انتخاب بودند. شلواری را برداشتم. دیدم روی شلوار، چند زدگی وجود دارد. کم‌کم متوجه شدم که این زدگی مربوط به همۀ شلوارهاست. با تعجب پرسیدم: «قضیه چیست؟!» گفتند: «این‌جور شلوارها مد شده است!» گفتم: «شلوار پاره مد شده؟!» گفتند: «سر جیب‌های شلوار هم باید یک حالت خاص ریش‌ریش باشد؛ وگرنه مد ناقص است.» گفتم: «چه‌کسی مد کرده است؟!» گفتند: «نمی‌دانیم!» «چرا مد شده؟» «نمی‌دانیم!»

به‌راستی ما کجا می‌رویم؟ موضوعات فکری ما چیست؟ چقدر از وجود گسترده و پُر رمز و راز خودمان را شناخته‌ایم؟ علت اصلی تن‌دادن به هر مد جدید چیست؟ مگر ما خودمان فکر نداریم؟ چرا همیشه باید عده‌ای برای تمام کارهای ما فکر کنند و مجموعۀ مقررات و قواعد و دستورالعمل‌های زندگی ما را به ما دیکته کنند؛ آن‌هم بدون هیچ دلیل و استنادی؟!

آیا این‌ها به مجموعۀ نیازهای گستردۀ ما آگاهی و اشراف دارند؟ آیا کسانی‌که هر مدل جدیدی را برای ما نسخه می‌کنند، از تعلقات مادی آزادند؟ آیا آن‌ها به مجموعۀ روابط و تأثیرات، رفتارها و آثار تغییرها و تبعات مربوط به مدتراشی‌های خودشان تسلط دارند؟ اصلاً به نظر شما، فکرکردن به این‌طور مسائل ضرورت دارد، یا اینکه چون علم و فناوری پیشرفت کرده است، سؤالات بنیادی انسان هم عوض شده است؟!

تا هفتۀ آینده سعی کنید بخشی از افکار خودتان را یادداشت کرده، آن‌ها را اولویت‌بندی کنید. سؤالات انسان و دغدغه‌هایش، افکار انسان و موضوعات درگیرکنندۀ او و همچنین دسته‌بندی افکارش تا حد زیادی، ارزش‌های انسان را مشخص می‌کند.

ان‌شاءالله از هفتۀ آینده به طرح مباحثی ازاین‌قبیل می‌پردازیم.


نویسنده: جلیل معماریانی
یکشنبه، ۴ اردیبهشت ۱۳۹۰، روزنامه خراسان شمارۀ ۱۷۸۱۸

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سیزده + نه =