بهجای توقعات، به وظایفمان فکر کنیم | مجموعه یادداشتهای مدیریت تفکر (قسمت ۵۸ از ۱۶۴)
همانطورکه در شمارۀ قبل بیان کردیم، یکی از مسائل بسیار مهم در تفکر، موضوعی است که برای فکرکردن انتخاب میشود. موضوعات فکری هر انسان، تا اندازهای دغدغهها و بعضی باورها و ارزشهای او را مشخص میکند.
برای نمونه، کسیکه دائم در فکر تغییر دکوراسیون منزلش است، با آن کسی که در فکر کمک به دیگران است و با آن کسیکه فکر میکند چگونه زندگی کند که باعث رشد خود و دیگران باشد، متفاوت است. این سه نفر با هم یکسان نیستند و در یک مرتبۀ ارزشی قرار نمیگیرند. (البته نیتها و انگیزهها هم نقش دارد.) مثلاً کسیکه به فکر شناخت وظیفههایش و انجامدادن آن به بهترین شکل ممکن است، با کسیکه دائم فهرستی از توقعاتش را تهیه و فکر خود را متمرکز آن میکند، یکسان نیست.
از بهترین موضوعات فکری این است که به وظایفمان فکر کنیم. امروز در بین دانشهای نوین ارتباطات و علوم مختلف موفقیت، جای خالی این گفتمان بهوضوح حس میشود. ابتدا باید از خودمان و وظیفههایمان شروع کنیم. در ازدواج، همسران باید به فکر شناخت وظیفههایشان باشند؛ ولی در بسیاری وقتها، به فکر وظیفههای طرف مقابل و حقوق خودشان هستند.
در این هفته، به پاس مقام والای معلم، جلسهها و نشستهایی برگزار میشود. چقدر خوب است که امروزه نسلمان را در مقاطع مختلف دانشآموزی و دانشجویی و بالاتر، به وظایف خود در برابر معلم آگاه کنیم. بهراستی وظیفۀ شاگرد دربرابر معلم چیست؟ چگونه میتوانیم زحمات آنها را جبران کنیم؟ چگونه از آنها قدردانی کنیم؟ دربرابر معلم اصلی بشر، وجود مقدس نبی اکرم (صلیاللهعلیهوآله) و معصومان (علیهمالسلام) چه وظایفی داریم؟ کمکم، این گفتمان در بخشهای مختلف زندگی باید جاری شود. وظیفۀ ما دربرابر پدر و مادرمان چیست؟ چه کارهایی باید انجام دهیم؟ چگونه باید با آنها صحبت کنیم؟ چگونه از سرمایۀ عظیم دعای پدر و مادر در زندگی خود بهرهمند شویم؟
بیاییم بهعنوان تصمیمی سازنده و حرکتی پویا و فرهنگی، بهجای فهرستکردن توقعها، اندیشیدن در وظایف را جانشین کنیم. ما بر این باوریم که اگر دانشآموز و دانشجو و معلم به وظیفههایشان فکر کنند و برای آنها اقدام جدی کنند، حتی بحران بیکاری هم نخواهیم داشت.
نویسنده: جلیل معماریانی
یکشنبه، ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۰، روزنامه خراسان شمارۀ ۱۷۸۲۴