تفکر در حالتها، تسلط بر احساسات | مجموعه یادداشتهای مدیریت تفکر (قسمت ۶۵ از ۱۶۴)
در شمارههای قبل، به موضوعات تفکر اشارههایی کردیم. تفکر در استعدادها، تفکر در وظیفهها، تفکر در نعمتها، تفکر در طبیعت و آیات خدا و تفکر در تاریخ و عبرتگرفتن از آن. اینها منابع تفکر هستند. همچنین تفکر در حالات و افتوخیزهای روانی و روحی حاصلشده در برخوردهای مختلف و لحظههای خاص زندگی.
لطفاً چند دقیقه فکر کنید. از دیروز تا الان با چه حالتهایی روبهرو شدهاید و چه احساسهایی داشتهاید؟ مثلاً خستگی، ناامیدی، شادی، احساس امیدواری، احساس غم، نگرانی. پنج حالت رایادداشت کنید. موضوعی را که باعث این احساس و حالت شده است نیز درکنار هر یک بنویسید. مثلاً صحبت فلانی مرا ناراحت کرده است یا دیدن فلان حادثه و شنیدن فلان خبر مرا نگران کرده است یا فلان موضوع مرا ناامید کرد و … .
حالا برای هریک از این حالتها سؤالی طرح کنید. چرا ناراحت شدم؟ آیا ناراحتی من بهعلت توقع است؟ بهعلت ضعف است؟ بهعلت کمبود است؟ بهعلت اشتباهاتم است؟ واقعاً چرا ناراحتم؟ اگر این سؤالها را ادامه دهید، به سرچشمههای خوبی میرسید. بسیاری از اوقات، متوجه میشویم ریشههای احساسات ما که ممکن است مدتها ما را در خود فرو ببرد و مانع حرکت ما شود، مسائلی بسیار ساده است و ما میتوانیم بهراحتی آن را حلوفصل کنیم.
حالا در کنار سؤالاتی که با کلمۀ «چرا» طرح میشوند، سؤالاتی با کلمۀ «چگونه» طرح کنیم. مثلاً چگونه از این احساس، بهره بگیرم؟ چگونه این حالت را زمینهای برای رشد و شکوفایی خودم قرار دهم؟ چه نتیجهای میگیریم؟ در واقع با پرسیدن این سؤالها، نیازهایی جدید در من آشکار میشود:
من نیاز دارم که از تجربههای دیگران استفاده کنم. نیاز به مشورت دارم. نیاز به مطالعه و تفکر بیشتر دارم. نیاز به نوشتن دارم. نیاز به دعا و نیایش و عبادت و انس با خدا دارم. با تفکر در حالتها به تصمیمهایی میرسیم که ضرورت خدا را در زندگیمان با تمام وجود احساس میکنیم و در روزهای پایانی ماه رجب، این احساس جدید، موهبتی الهی است.
نویسنده: جلیل معماریانی
یکشنبه، ۵ تیر ۱۳۹۰، روزنامه خراسان شمارۀ ۱۷۸۶۸