رابطۀ متقابل تفکر و عمل | مجموعه یادداشتهای مدیریت تفکر (قسمت ۷۵ از ۱۶۴)
در ادامۀ مباحث تفکر، در این شماره به موضوعی بسیار مهم میپردازیم و بحث را با سؤالی آغاز میکنیم: رابطۀ فکر و عمل چیست؟ آیا عدهای فقط باید فکر کنند و عدهای دیگر فقط باید عمل کنند؟ چه تناسبی بین این دو وجود دارد؟
بعضی از افراد معتقدند کسیکه فکر میکند، فقط باید فکر کند و کاری به عملیات و اجرا نداشته باشد. اما گروهی معتقدند که متفکران باید بخشی از وقت خود را در دنیای واقعی عمل سپری کنند. در مراکز آموزش عالی معتبر دنیا، دیدگاه دوم طرفدار بیشتری دارد. انسان تازمانیکه به اندیشهها و افکار خود جامۀ عمل نپوشاند، زمینهای برای اندیشههای تازه به دست نمیآورد و در مقام عمل، رشد نمیکند. بههمیندلیل، عمل به دانستهها باعث جذب دانشهای جدید میشود. یکی از دلایلی که بعضی از قوانین بشری در مقام عمل با چالشهای جدی روبهرو میشود، شاید همین باشد که ممکن است بخشی از واقعبینیها و ظرافتهای عملی در حین وضع قانون یا طراحی برنامه، درنظر گرفته نمیشود.
عمل و اجرا و درگیرشدن با فرایند اجرا، راه مناسبی است برای احاطهپیداکردن به آن برنامه یا قانون یا مسئله. تردیدها و بلاتکلیفیها و مخاطرههای حاصل از برنامهریزی را باید ارزیابی و در مقام عمل، راههای اقدام را طراحی کرد. همیشه پس از تحلیلها و ارزیابیهای خود دربارۀ موضوع و مسئله، این سؤالات مهم را طرح کنید: پس من الان باید چه بکنم؟ از کجا شروع کنم؟ اولین قدم چیست؟ اولویتها کدام است؟ چگونه عمل کنم تا یک قدم بهطرف هدفها و حل مسئله حرکت کنم؟ چه تغییراتی در خودم ایجاد کنم که بتوانم با این مانع بهدرستی برخورد کنم و آن را مدیریت کنم؟ چه وظیفهای در قبال این مسئله دارم؟ احتمالاً کدامیک از کوتاهیها یا خصلتها یا عادتهای من و بیتوجهیهای من باعث بروز اینچنین مشکلات یا موانعی میشود؟
همانطورکه ملاحظه میکنید، اینطور سؤالات، زمینههای همعرضی و نزدیکی فکر و عمل را فراهم میکند و انسان را از حالت تدافعی و انفعالی خارج میکند و در او، پویایی و روحیۀ حرکت روبهجلو ایجاد میکند. نکتۀ دیگر این است که بهعکس، گروهی فقط اهل عمل هستند و معتقدند که به فکرکردن نیازی نیست. آنان براساس آزمون و خطا و گاه تجربههای پرهزینه عمل میکنند یا براساس روال عادی و معمولی و مبتنیبر عادت گام بر میدارند. این درحالی است که در دنیای پیچیدۀ امروز که هر لحظه موقعیت جدیدی ایجاد میشود و متغیرهای فراوانی در انجامدادن عمل تأثیرگذار است، اندیشیدن و واکنشهای مبتنیبر تفکر و برنامهریزی و تدبیر، بسیار ضروری است و کسانیکه بدون طرح و اندیشه و برنامه حرکت میکنند، اغلب مهرههای کسانی هستند که طرح و برنامه دارند.
اگر طرح نداشته باشیم، در طرح کسانی قرار میگیریم که تفکر و طرح مشخص دارند. برای افزایش اثربخشی و کارآمدی نیازمند این هستیم که فاصلۀ فکر تا عمل را تا حد ممکن کاهش دهیم. تا هفتۀ آینده، سعی کنید:
۱. بخشی از کارهای خیلی سادۀ خود را با تدبر و تفکر بیشتری انجام دهید؛
۲. بخشی از اندیشهها و افکاری را که مدتهاست در صف عمل معطل مانده است، جامۀ عمل بپوشانید.
نویسنده: جلیل معماریانی
یکشنبه، ۲۰ شهریور ۱۳۹۰، روزنامه خراسان شمارۀ ۱۷۹۲۹