آزادی تفکر و تفکر آزاد | مجموعه یادداشتهای مدیریت تفکر (قسمت ۱۰۶ از ۱۶۴)
در این قسمت به یک بحث بسیار مهم اشاره میکنیم که در بسیاری از تصمیمگیریها و تحلیلها و جمعبندیهای ما نقش مؤثری ایفا میکند.
همانطور که قبلاً هم بیان شد تفکر زمینهساز شناخت است و شناخت و معرفت زمینهساز مجموعه احساسات و در نهایت باعث ایجاد یک رفتار و یک توانمندی و یک تصمیم و یک انتخاب است. اگر این تفکر با مانعها و اسارتهایی همراه باشد، تغییرات جدی در رفتارها و دیگر نتیجهگیریها و تصمیمها ایجاد خواهد شد؛ بنابراین ضرورت پرداختن به موضوعی به نام آزادی تفکر از اسارتها و مانعها مشخص میشود.
آزادی تفکر را میتوان از سه بعد اساسی بررسی کرد:
الف) آزادی تفکر از شرایط حاکم
بعضیها اعتقاد دارند تفکر اصالت ندارد و اصلاً چیزی به نام تفکر وجود ندارد و آنچه که به نام تفکر وجود دارد زاییده شرایط حاکم بر اجتماع است. به همین دلیل خیلیها اصلا فکر نمیکنند و در نتیجه در دام عادتها و تقلیدها و مدپرستیها گرفتار میشوند. اگر این تفکر وجود داشته باشد یک خطر بزرگ جامعه را تهدید خواهد کرد. پس اول باید تفکر ما از دام این امور آزاد شود. در دین ما تفکر به عنوان یکی از با ارزشترین عبادتها تلقی میشود.
ب) آزادی تفکر از موانع و زندانها و محدودیتهای ساختگی
ج) آزادی تفکر، از آفتها و موانع درونی و برونی
آفتها و موانع درونی و برونی انسان را در برمیگیرد و اندیشه را به تسلیم وا میدارد. انسان موجودی است متفکر و رشد و خسران او درگرو بهرهمندی از افکار و اندیشه اوست. انسان مثل گیاه نیست که با آب و هوا تغذیه کند و مانند حیوان نیست که فقط در مرتع رشد کند، بلکه موجودی است متفکر که تا فکر خود را به کار نبرد، هدایت نمیشود و بر همین اساس بیدار کردن افکار و عقول در سرلوحه برنامههای انبیا و سفرای الهی قرار گرفته است.
در کنار این دعوت و روش بیدارگرانه رسولان الهی، همواره افراد و جریانهایی پیدا شده که خواسته یا ناخواسته سعی کرده است که در راستای اهداف سیاسی و… خود، در راه تفکر و اندیشه انسانها مانع ایجاد کنند و به گونهای آن را محدود سازند و این محدودیتها آثار زیانباری داشته است و دارد که فقط به آنها اشاره میکنیم.
۱. رکود استعدادها
در سایه تفکر و رشد فکری است که ابتکارها بروز پیدا میکند و در پرتو پرواز اندیشه است که استعدادها به فعلیت میرسد و به شکوفایی بسیاری از نیروهای نهفته خود نائل میشود، در محیط بسته رشد نیروی تفکر در بسیاری از زمینهها متوقف میشود و استعدادهای شگرف در مسیر غیراصولی به کار میافتد و نیروهای زیادی به تباهی کشانده و جامعه بشریت از برکات و فواید آن محروم میشود.
۲. طغیان و انفجار
اگر فکر در مسیر صحیح هدایت نشود و با امر و نهیهای بیمورد از پرواز به فضای اندیشیدن باز نگه داشته شود، این محدودیتها به صورت عقده در درون متراکم میشود و ناگهان به حالت انفجار در خواهد آمد.
۳. سطحینگری و آسیبپذیری
در برنامهریزیهای فردی و اجتماعی باید به این نکته توجه کنیم که روح تفکر در سطوح مختلف باید ایجاد شود. برای رهایی از آسیبپذیری جوان امروز باید فکر او را قوی کرد.
۴. رشد تسلیمپذیری و جمودگرایی
از دیگر پیامدهای آن، پیداشدن حالت جمود و تحجر و تقلیدگرایانه و از بین رفتن روحیه استقلالاندیشی است و این از مضرات بسیار مهم این طرز تفکر است. آنگاه که آزادی تفکر از شخص گرفته شد و یکسونگر شد، به تدریج حالت رکود و جمود در افکارش حاکم میشود.
انشاءا… در این زمینه بحثهای دیگری تقدیم خواهد شد.
سعادتمند باشید.
نویسنده: جلیل معماریانی
یکشنبه، ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۱، روزنامه خراسان شمارۀ ۱۸۱۲۳