منابع تفکّر در اسلام | مجموعه یادداشتهای مدیریت تفکر (قسمت ۱۱۹ از ۱۶۴)
در دین ما از تفکر به عنوان برترین عبادتها یاد شده است. هیچ عبادتی مثل تفکر نیست. روایتهای بسیار زیادی درباره ارزش تفکر وجود دارد.
قرآن که دعوت به تفکر و اندیشه میکند، علاوه بر اینکه راههای لغزش اندیشه را ارائه داده است، منابع تفکر را نیز ارائه میکند؛ یعنی موضوعاتی را که شایسته است انسان در آن موضوعات فکر خویش را به کار اندازد و از آنها به عنوان منابع علم و اطلاع خویش بهرهگیری کند نیز مطرح کرده است. در این قسمت منابع تفکر را که در اسلام از آن یاد شده است ذکر میکنیم. (با بهرهگیری و الهام از کلام شهید مطهری)
در اسلام به طور کلی با صرف انرژی فکری در مسائلی که نتیجهای جز خسته کردن فکر ندارد؛ یعنی راه تحقیق برای انسان در آنها باز نیست و همچنین با مسائلی که فرضاً قابل تحقیق باشد ولی فایدهای به حال انسان ندارد مخالفت شده است. پیغمبر اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) علمی را که دارا بودن آن سودی نبخشد و نداشتن آن زیانی نرساند بیهوده خواندهاند.
اما علومی که راه تحقیق در آنها باز است و به علاوه سودمند است مورد تأیید و تشویق اسلام است. شما میتوانید چند علم سودمند نام ببرید. فراگیری این علم چه سودی برای من و نسل و جامعه من دارد؟ چگونه این بازدهی را افزایش دهم؟ قرآن کریم سه موضوع برای تفکرِ مفید و سودمند ارائه میدهد.
۱. طبیعت
در سراسر قرآن آیات زیادی است که طبیعت یعنی زمین، آسمان، ستارگان، خورشید، ماه، ابر، باران، جریان باد، حرکت کشتیها در دریاها، گیاهان، حیوانات و بالاخره هر امر محسوسی را که بشر در اطراف خود میبیند؛ به عنوان موضوعاتی که درباره آن دقیقاً باید اندیشید و تفکر و نتیجهگیری کرد یاد کرده است.
برای نمونه یک آیه ذکر میکنیم: «قُلِ انْظُرُوا مَا ذَا فِي السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ» (یونس-۱۰۱) بگو به مردم دقت و مطالعه کنید، ببینید در آسمانها و زمین چه چیزهایی هست و بارها و بارها با لحنهای مختلف به انسان گفته شده است که «چرا فکر نمیکنید؟»
۲. تاریخ
در قرآن آیات بسیاری انسان را به مطالعه سرگذشت اقوام گذشته دعوت و آن را مانند یک منبع برای کسب علم معرفی میکند. از نظر قرآن، تاریخ بشر و تحولات آن بر اساس یک سلسله سنن و نوامیس صورت میگیرد؛ عزتها و ذلتها، موفقیتها و شکستها و خوشبختیها و بدبختیهای تاریخی حسابهایی دقیق و منظم دارد و با شناختن آن حسابها و قانونها میتوان تاریخ حاضر را تحت فرمان درآورد و به سود سعادت خود و مردم حاضر از آن بهرهگیری کرد.
اینک یک آیه به عنوان نمونه: «قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِكُمْ سُنَنٌ فَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُروا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ» (آلعمران-۱۳۷) پیش از شما سنتها و قانونهایی عملاً به وقوع پیوسته است. پس در زمین و آثار تاریخی گذشتگان گردش و کاوش کنید و ببینید پایان کار کسانی که حقایقی را که از طریق وحی به آنها عرضه داشتیم دروغ پنداشتند به کجا انجامید.
۳. ضمیر انسان
قرآن از ضمیر انسانی به عنوان یک منبع معرفت ویژه یاد میکند. از نظر قرآن سراسر خلقت آیات الهی و علائم و نشانههایی برای کشف حقیقت است. قرآن از جهان خارج انسان به «آفاق» و از جهان درون انسان به «أنفس» تعبیر میکند و از این راه، اهمیت ویژه ضمیر انسانی را گوشزد میکند. اصطلاح «آفاق و انفس» در ادبیات اسلامی از همین جا پدید آمده است.
کانت، فیلسوف آلمانی، جملهای دارد که شهرت جهانی دارد و همان جمله بر سنگ قبرش حک شده است. او میگوید: دو چیز است که اعجاب انسان را سخت برمیانگیزد. یکی آسمان پرستارهای که بالای سر ما قرار گرفته است و دیگر وجدان و ضمیری که در درون ما قرار دارد.
چند دقیقه در رابطه با عظمت انسانی خودتان فکر کنید. اگر به راستی تمام نیروهای خود را آزاد کنید و از تمام استعدادهای خود بهره بگیرید چه اتفاقی میافتد؟ تا هفته آینده فاصله بین آنچه هستیم و آنچه میتوانیم باشیم و باید باشیم را از دیدگاههای مختلف برای خودتان مشخص کنید.
نویسنده: جلیل معماریانی
یکشنبه، ۵ شهریور ۱۳۹۱، روزنامه خراسان شمارۀ ۱۸۲۰۱