تفکر به روش نوابغ | مجموعه یادداشتهای مدیریت تفکر (قسمت ۱۲۱ از ۱۶۴)
در این شماره به نکاتی اشاره میکنیم که معمولاً فکر دانشآموزان، دانشجویان، پژوهشگران، محققان، اولیا، معلمان و مدیران را بعضی اوقات به خود مشغول میکند و آن مسئله این است که «چگونه میتوان مثل نابغهها فکر کرد؟» به طور کلی آیا فکر کردن نیاز به روش دارد یا نه؛ فقط ذاتی است و یک عده بسیار کمی ذاتاً اهل فکر هستند و بقیه از فکر کردن معاف هستند و همیشه همان عده باید هم برای خودشان و هم برای بقیه فکر کنند.
شاید به دلیل چنین تصوراتی است که فرزندان ما نیز فکر کردن را به عنوان یکی از کارهای دشوار و دور از دسترس و غیرجذاب و آزاردهنده تلقی میکنند. بررسیها نشان میدهد که باید فکرکردن را با تمرین، مدلسازی، تجربه کردن، تدبر، توجه، خلوت، سکوت، نوشتن، سؤال، مشورت کردن، عبرت گرفتن، مباحثه، مذاکره و مشاهده تقویت کرد و به این ترتیب به مرحلهای از رشد و شکوفایی و باروری رسید.
جوهره فکر کردن و اندیشیدن در انسان وجود دارد. منابع تفکر هم فراوانند. ابزار تفکر نیز موجود است. نمونههای متفکران هم قابل مشاهده و قابل استفاده است. پس دلیلی برای معطل کردن تفکر وجود ندارد. در این مطلب و شماره آینده به چند نکته در همین زمینه اشاره میکنیم.
۱- با دیدی متفاوت به مشکلات موجود در زمینههای مختلف بنگرید
دیدگاههای جدیدی بیابید که هیچ کس دیگر پیدا نکرده است. مثلاً وقتی کسی به شما میگوید خسته شدم؛ شما به او بگویید منظورت این است که نیاز به استراحت داری؟ یا وقتی میگویید اوضاع خراب است؛ دوباره فکر کنید و بگویید یعنی در بخشهای فرهنگی و اجتماعی جامعه نیاز به برنامهریزی دقیقتر وجود دارد؟
حالا شما فکر کنید و ببینید جملاتی که در شبانهروز به کار میبرید از چه زوایای دیگری برخوردارند که جنبههای دیگری از آن را برایتان نمایان کند. لئوناردو داوینچی معتقد بود که به دست آوردن دانش مربوط به یک مسئله، با آموختن راههای مختلف بازسازی آن مسئله آغاز خواهد شد. او بر این عقیده بود که اگر نگاه اول به یک مسئله جانبدارانه و تعصبآمیز باشد، اغلب، باعث میشود که مشکل قبلی، بازتولید و به یک مشکل جدید تبدیل و مثل یک قارچ تکثیر شود.
۲ – تجسم کنید
وقتی که اینشتین به یک مسئله فکر میکرد، همیشه سعی داشت موضوع را تدوین و فرموله کند. یعنی آن را به درستی بیان و با استفاده از شکل و نمودار و نقشه ترسیم کند. او استفاده از نقاشی و تصویر و نیز استفاده از دیاگرامها را ضروری میدانست. راهحلها را تجسم میکرد و اعتقاد داشت که کلمات و اعداد، نقش عمدهای در روند تفکر وی ندارند، بلکه تصاویر مهم است.
دو جمله معروف از اینشتین که در مسیر حل مسئلهها قابل استفاده است: «بیان دقیق یک مسئله نیمی از راه حل است»، «تصویرپردازی، از معلومات مهمتر است». در واقع استفاده از دو نیمکره مغز. نیمکرهای که استدلالها و منطق را تولید میکند (نیمکره چپ مغز) و نیمکرهای که بستر تخیل و تجسم و ابتکار را فراهم میکند (نیمکره راست).
به فرزندانمان بیاموزیم راهحلهای مختلف را تجسم کنند و برای کمک به آنها زمینهای فراهم کنیم که بتوانند نقشههای ذهنی ترسیم کنند. استفاده از ساختارهای درختی به فکرکردن آنها کمک بیشتری میکند. همیشه سعی کنید شبکهای از مسائل را در نوشتههای خودتان به صورت تصویری و به صورت شبکهای ترسیم و در هنگام حل مسئله آنها را تجسم کنید. تا هفته آینده تعدادی از مسئلههای زندگی خود را به صورت درختی و نموداری با استفاده از رنگها و نمادهای مختلف ترسیم و به زوایای مختلف و روشهای بیان دقیق آنها به صورتی دیگر فکر کنید.
نویسنده: جلیل معماریانی
یکشنبه، ۲۶ شهریور ۱۳۹۱، روزنامه خراسان شمارۀ ۱۸۲۱۸