ارتباط مؤثر, تفکر خلاق, تفکر کاربردی, خودآگاهی, نظم فکری

راهکارهایی برای داشتن یک تفکر سازنده | مجموعه یادداشت‌های مدیریت تفکر (قسمت ۱۲۴ از ۱۶۴)

راهکارهایی-برای-داشتن-یک-تفکر-سازنده

هفته گذشته در این باره مبحثی خدمت شما خوانندگان گرامی ارائه کردیم.


۱. سازنده، مثبت و رو به هدف فکر کنید.


و در ادامه به یک اصل دیگر در تفکر اشاره می‌کنیم.

 

۲. ساده‌سازی مسئله‌ها با صبر و حوصله

یکی از دلایلی که فکر کردن، به یک مسئله دشوار تبدیل شده است پیچیدگی‌های آن است چون بعضی وقت‌ها خودمان هم موضوع را سخت‌تر می‌کنیم. همچنین تعجیل و شتاب‌زدگی در تفکر ارزش ندارد.
همیشه از خودتان سؤال کنید آیا راه ساده‌تری وجود دارد که این مسئله را حل کنم؟

مثلاً فرض کنید:
(۱) بایک نفر مشکل ارتباطی پیدا کرده‌اید
یا (۲)یک مسئله مالی را می‌خواهید حل کنید
یا (۳) در مدیریت بخش‌های مختلف زندگی خودیک مسئله خاص ذهنتان را درگیر کرده است.
در این شرایط بهترین کار این است که ابتدا ریز مسئله‌های مرتبط با آن موضوع را شناسایی کنید؛ به عنوان نمونه برای مثال‌های فوق چند سؤال طرح می‌کنیم تا موضوع را ساده‌تر کنیم:

(۱) چگونه با آن شخص برخورد کنم؟ چه روحیاتی دارد؟ کسانی که در رابطه با این فرد به مشکل برخورد نمی‌کنند چطور آدم‌هایی هستند؟ چه چیزهایی را رعایت می‌کنند و به چه چیزهایی توجه می‌کنند؟ اصلاً آیا از دید طرف مقابل هم این مشکل به همین اندازه بزرگ است؟ اگر اینطور نیست چه ضرورتی دارد که حتما آن را اساسی حل کنم؟ اگر ضرورت دارد که این مسئله را اساسی حل کنم باید چگونه و چه ظرفیتی را در خودم به وجود بیاورم که بتوانم جوانب احتمالی موضوع را هضم و حل و فصل کنم؟

یا برای مورد بعدی (۲) کدام بخش این مسئله مالی را من می‌توانم تغییر دهم؟ چگونه؟ آیا سرمایه‌هایم را شناسایی کرده‌ام؟ سرمایه‌های زندگی من چگونه برای من سودآوری داشته‌اند یا خواهند داشت؟ کدام‌یک از سرمایه‌های مادی و معنوی من در جای خود و به اندازه خود مصرف نشده‌اند و تولید و بهره‌وری نداشته‌اند؟ آدم‌هایی با وضعیت مشابه سراغ دارم که توانسته باشند مسئله‌های سخت‌تر از این را حل کنند؟ آن‌ها چه کرده‌اند و موضوع را چگونه دیده‌اند؟ تفاوت‌های من با آن‌ها چیست و چقدر از آن‌ها فاصله دارم؟ هزینه‌هایم را چگونه مدیریت می‌کنم؟ آیا اشکالی بر این مدیریت وارد نیست؟ اگر اشکال دارد چگونه باید آن را برطرف کنم؟ چه تغییراتی در رفتارم باید ایجاد کنم؟

و برای مورد سوم (۳) این بخش از زندگی من مثلاً (حوزه کاری) با کدام‌یک از خصوصیت‌ها و ویژگی‌های شخصی من مرتبط است؟ کدام عادت‌ها را باید تغییر دهم تا مسئله حل شود؟ درباره مدیریت من چه اشکالات احتمالی وجود دارد؟ چرا نسبت به حل آن‌ها بی‌تفاوت بوده‌ام؟ چگونه و از کجا تغییر را شروع کنم؟ و….

همانطور که شما هم حس می‌کنید مسئله‌های زندگی ما که بعضی از موضوعات فکرکردن ما را تشکیل می‌دهند و همچنین شیوه‌های تفکر ما دستخوش پیچیدگی‌های بی‌قواره در طرح مسئله هستند به عبارت دیگر درهم فرورفتگی‌های خاصی در مسئله‌ها وجود دارد که فرآیند فکر کردن را با مانع مواجه می‌کند. پس باید با حوصله و بدون شتاب زدگی سعی کنیم مسائل را ساده کنیم.

تا هفته آینده سعی کنید به این روش فکر کنید تا با ساده‌سازی مسائل بتوانید گام‌های عملی در این راستا بردارید.


نویسنده: جلیل معماریانی
یکشنبه، ۱۶ مهر ۱۳۹۱، روزنامه خراسان شمارۀ ۱۸۲۳۶

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

20 + نه =