حرکت بین دو سطح کلی و جزئی تفکر | مجموعه یادداشتهای مدیریت تفکر (قسمت ۱۲۹ از ۱۶۴)
در هفتههای گذشته پنج اصل مهم را در تفکر بیان کردیم.
۱. سازنده و مثبت و رو به هدف فکر کنید.
۲. با حلم و حوصله مسألهها را ساده کنید.
۳. با آزادی فکر کنید و پیشفرضهای خود را دخالت ندهید.
۴. نقطۀ هدف را دقیقا و مرحله به مرحله مشخص کنید و به آن تمرکز نمایید.
۵. همیشه سعی کنید علاوه بریک راهحل به راهحلهای جایگزین هم فکر کنید.
و در ادامه به یک اصل بسیار مهم دیگر اشاره میکنیم:
۶- باید بتوانید همزمان هم در بخش کلیات فکر کنید و هم به جزئیات بپردازید
برای حل یک مسئله و پیداکردن راهحلهای مختلف برای آن لازم است که تمام جنبههای یک موضوع دیده شود. به عبارت دیگر اگر بخواهیم راجعبه یک مسئله فکر کنیم باید به جزئیات آن هم فکر کنیم. فکر کردن به مفاهیم کلی و حذف جزئیات، ما را به هدف نمیرساند و غرق شدن در جزئیات بدون در نظرگرفتن مفاهیم کلی نیز مسئلهای را حل نمیکند.
یک فکر منظم و سازمانیافته، فکری است که میتواند ابتدا کلیات و مفاهیم و کارکردها و نقشه کلی یک موضوع و یک بحث را تشخیص دهد و به یک تعریف دقیق از مسئله برسد. و سپس به جزئیات فکر کند.
فرض کنید شما در مورد یکی از مسئلههای زندگی خود قرار است فکر کنید یا در مورد یکی از اشکالات اعتقادی خودتان سؤالی دارید یا هر موضوع دیگر.
ایتدا باید تعریف خودتان را از آن موضوع یا مسئله مشخص کنید. با اینگونه سؤالات:
مفهومش چیست؟ کارکردهای کلی آن چیست؟ در چه صورتی میتوان آن را حل کرد؟ این موضوع با چه مسائل دیگری در رابطه است؟ چه نظریاتی در این مورد مطرح است؟ ریشههای تاریخی این موضوع چیست؟ ابعاد مختلف آن چیست؟ مبنای تعریف آن کدام است؟…… و سؤالاتی از این قبیل.
گام دوم این است که بتوانید در مورد جزئیات موضوع هم فکر کنید. مثلاً: چگونه این تعاریف را در زندگی خود عملی کنم؟ چرا با اینکه میدانم ولی نمیتوانم عمل کنم؟ مانعهای واقعی کدامند؟ از کجا باید شروع کنم؟ آثار واقعی این موضوع در زندگی من کدام است؟ همین امروز من باید چه بکنم؟ چه تغییرات سادهای باید در خودم ایجاد کنم تا بتوانم به خوبی شروع کنم؟
مثلاً من میخواهم زمان و عمرم را مدیریت کنم. یک وقت تمام تئوریهای مدیریت را در مورد زمان و فلسفه آن و همچنین مبانی بحث و اختلاف نظرها در مورد آن و مباحثی از این قبیل را به خوبی یاد دارم ولی باز هم نمیتوانم زمان را مدیریت کنم. حتماً باید سهم عملی خودم را در این موضوع مشخص کنم و وظایفی را که دارم به تصویر بکشم.
به عبارت دیگر باید بتوانم بین سطوح دانش و نگرش ارتباط برقرار کنم و سطح دانایی خودم را به سطح توانایی گره بزنم. تفکر سازمانیافته و مبتنی بر خروجیهای کارکردی میتواند این رابطه را به خوبی ایجاد کند.
تا هفته آینده سه موضوع را مشخص کنید و ناظر به عمل ابتدا به کلیات و مفاهیم کلی؛ و سپس به جزئیات آن فکر کنید. از کل به جزء فکر کنید و طرح بریزید و برنامه عملی را از جزء به کل اجرا کنید.
خدایا برای تو حرکت میکنیم، تمام سعی خود را به کار میگیریم، هدفمند و پرشور گام برمیداریم و فردا را به تو میسپاریم.
نویسنده: جلیل معماریانی
یکشنبه، ۲۱ آبان ۱۳۹۱، روزنامه خراسان شمارۀ ۱۸۲۶۵