تفکر استعاری ابزاری برای خلاقیت و حل مسئله | مجموعه یادداشتهای مدیریت تفکر (قسمت ۱۳۴ از ۱۶۴)
بخش اول
با آرزوی توفیقات روزافزون برای خوانندگان عزیز روزنامه خراسان و شما عزیزانی که مباحث تفکر برتر را پیگیری میکنید. از ابراز لطف خوانندگان گرامی هم سپاسگزارم و خدا را شکر میکنم که این سلسله نوشتهها زمینه علاقهمندی به فرهنگ تفکر را برای مخاطبان خود فراهم کرده است. البته فرهنگسازی برای تفکر کار بسیار مشکلی است که همه باید دست به دست هم بدهند تا این امر مهم صورت گیرد.
در عرصههایی که در تدوین الگوی پیشرفت اسلامی ایرانی توسط رهبر بزرگوار انقلاب پیشنهاد شده است عرصه تفکر به عنوان عرصهای مستقل در کنار عرصههای علم، معنویت و زندگی مطرح شده است. از خوانندگان گرامی این بخش تقاضا میکنیم نسبت به ترویج تفکر و تمرین و روشمندی و توسعه این عرصه تلاش کنند تا گفتمان تفکر به عنوان یکی از مؤثرترین روشهای مقابله با جنگ نرم سریعتر و دقیقتر ایجاد شود و فرهنگ اندیشهورزی به عنوان یک خرده فرهنگ اصیل در جامعه نهادینه شود. در ادامه مباحث پیشین به یکی دیگر از انواع تفکر که امروزه در دنیا به عنوان ابزاری مهم به کارگیری میشود اشاره میکنیم.
تفکر استعاری
واژه استعاره در لغت «چیزی را به عاریت و قرض خواستن» است. از منظر زبانشناسان، استعاره کاربرد یک نشانه زبانی دیگر به جای نشانه زبانی بر پایه تشابهی است که دست کم به اعتقاد گوینده بین این دو مفهوم برقرار است.
در نظریههای معاصر، استعاره از زبان به ذهن منتقل شده است و به عنوان یکی از نیازهای تفکر و ابزارهای سادهسازی تفکر مطرح میشود. بعضی از قوانین و اصولی که در نظریات معاصر استعاره مطرح میشود عبارت است از:
۱. استعاره مهمترین سازوکاری است که ما از طریق آن مفاهیم انتزاعی را درک میکنیم و با آن استدلال انتزاعی میکنیم.
۲. بیشتر موضوعات، از مسائل پیش پا افتاده تا نظریههای پیچیده علمی، فقط از طریق استعاره قابل دریافت و فهماند.
۳. استعاره ماهیتاً امری مفهومی است و نه زبانی.
۴. استعاره ما را قادر میسازد تا برخی از موضوعهای نسبتاً انتزاعی را ملموستر یا لااقل مفهومتر و کاربردیتر بیان کنیم.
کسانی که با ریاضیات آشنا هستند میدانند که در ریاضی «نگاشت» یعنی نوعی تناظر یک به یک که بین عناصر دو مجموعه وجود دارد و تا اندازهای شبیه استعاره عمل میکند. بر مبنای نظریات جدید، در واقع این کلمات یا عبارات نیستند که استعاره را میسازند، بلکه اساس استعاره بر روابط مفهومی میان دو حوزه مبدأ و مقصد است.
کار کلمات و عبارات برانگیختن ذهن ما به برقراری ارتباطی است که در خلال آن موضوعات، ویژگیها و روابط میان دو حوزه منتقل شود. استعاره از حوزه ادبیات به حوزههای دیگر نیز منتقل شده است و قابل استفاده در حوزههای دیگر است.
انشاءالله سعی میکنیم در یادداشتهای آینده کاربرد استعاره در حوزههای میان رشتهای و نقش آن در تفکر را بررسی کنیم. تفکر استعاری بدین معنی است که یک ساختار ارتباطی که معمولاً در یک حوزه کاربرد دارد، در حوزهای دیگر نیز به کار رود. برای برقراری یک پیوند استعاری اشیا، ویژگیها و روابط از حوزه پایه به حوزه هدف انطباق مییابد. استعارات علمی دارای مشخصاتی ویژه از جمله نظاممند بودن و وضوح حوزه پایه است که آنها را از استعارات ادبی متمایز میسازد.
همچنین، استعاره با استفاده از فرآیندهایی موجب تغییر دانش در حوزه هدف میشود. استعاره در نهایت به عنوان نوعی شکل ساختاری بنیادین از تجربه مطرح میشود که از طریق انسانها جهان را تسخیر، سازماندهی و درک میکند. (دانایی فرد و الوانی، ۱۳۸۴، ص۳)
نویسنده: جلیل معماریانی
یکشنبه، ۳ دی ۱۳۹۱، روزنامه خراسان شمارۀ ۱۸۲۹۹