لغزشها و لغزشگاههای فکر | مجموعه یادداشتهای مدیریت تفکر (قسمت ۱۳۸ از ۱۶۴)
با توجه به اینکه تفکر به عنوان یک عبادت محسوب میشود و از بهترین و بزرگترین عبادتها نیز به شمار میآید، باید نسبت به بهداشت و سلامت و امنیت آن دقت لازم و کافی داشته باشیم. تفکر هم مثل بسیاری از عبادتها ممکن است دچار آفت شود. مثلاً ریا و تظاهر آفت عبادت است و مواردی از این قبیل.
در این بخش و چند شماره آینده به بعضی از لغزشهای فکری و اینکه از کجا سرچشمه میگیرد و ریشه اصلی این لغزشها و خطاها و گمراهیها در کجاست، میپردازیم؛ به عبارت دیگر اگر انسان بخواهد درست بیاندیشد تا دچار خطا و انحراف نشود چه باید بکند؟
از یک سلسله امور به عنوان موجبات و علل خطاها و گمراهیها یاد شده است که ذکر میکنیم.
۱. تکیه بر ظنّ و گمان به جای علم و یقین
قرآن کریم میفرماید: بیشتر مردم چنیناند که اگر بخواهی پیرو آنها باشی تو را از راه حق گمراه میکنند، برای اینکه تکیهشان بر ظنّ و گمان است (نه بر یقین) و تنها با حدس و تخمین کار میکنند. (سوره انعام، آیه ۱۱۶) قرآن کریم در آیات زیادی به شدت با پیروی از ظنّ و گمان مخالفت میکند و میگوید مادامی که به چیزی علم و یقین حاصل نکردهای آن را دنبال مکن. (سوره اسرا آیه ۳۶)
امروزه در روابط میان فردی و روابط اجتماعی و خانوادگی این مسئله به وضوح مشهود است. بسیاری از دیدگاههایی که بیان و نظراتی که ابراز میشود مبتنی بر ظن و گمان است. این پدیده به تفکر انسان ضربه میزند و اجازه میدانداری به تفکر نمیدهد. تفکر صحیح زمانی به وقوع میپیوندد که علم و معرفت جایگزین ظن و گمان شود.
یک تمرین ساده: همین امروز سعی کنیم از ارائه نقطه نظراتی که نسبت به آن علم کافی نداریم بپرهیزیم و به مدت ۴۰ روز هر روز همین تصمیم را بگیریم. همچنین از پذیرفتن حرفها، سخنان و مطالبی که استناد و دلیل منطقی لازم و کافی ندارد به طور جدی بپرهیزیم. بسیاری از پیامکهایی که به دست ما میرسد از دلیل کافی برخوردار نیست. بسیاری از حرفهایی که در جامعه شایع میشود از سندیت کافی و صحت برخوردار نیست ولی همینها پایه و مبنا و بنیاد تصمیمگیریها و ذهنیتها و رفتارها و قضاوتهای دیگر میشود. این گونه فرهنگ تفکر و اندیشهورزی با آسیبهای اساسی مواجه میشود.
میتوان دست به دست هم داد و برای فرهنگسازی تفکر در جامعه تلاش کرد. لازمهاش این است که همین امروز و همین جا و از خودمان آغاز کنیم. به عبارت دیگر فرهنگ تفکر نقادانه را با ظرافت و ظرفیت خاص ایجاد کنیم و گسترش و ترویج دهیم.
به قول یکی از متفکران، ما باید در تصدیقات خود از شتابزدگی بپرهیزیم و چیزی را نپذیریم مگر آن را که چنان روشن و متمایز باشد که هیچگونه شک و شبهه در آن نماند.
تمرین دیگر اینکه فهرستی از موضوعاتی را تهیه کنید که درباره آنها یا مطالعه کافی کردهاید یا با چشم خود دیدهاید یا از تجربیات یک نفر امین و متعهد و متخصص و با تجربه استفاده کردهاید.
فایلهایی را که با عبارتهای زیر در ذهن و حافظهتان نقش بستهاند از حافظهتان پاک کنید مثل این موارد «میگویند، شنیدهام، فلانی میگفت، نشنیدی که میگویند، فکر کنم، گمان میکنم، حدس میزنم، معلوم است دیگر، همه میگویند.»
در ذهن خود دوستانی را تصور کنید که ذهنشان نسبت به شما از این مدل قضاوت کردنها خالی است. چند لحظه تجسم کنید. آیا ما دوست داریم نسبت به ما کسی با اینگونه عبارتها و الفاظ سوءظن خاصی پیدا کند بدون اینکه موضوع را با خودمان مطرح کند؟ حتما جواب منفی است. مبنای نظرات ما نباید بر اساس ظن و گمان باشد.
تا هفته آینده این تمرینات سرنوشت ساز را ادامه دهیم و به دیگران نیز تأکید کنیم.
انشاءالله در شمارههای آینده دیگر لغزشگاههای اندیشه را مطرح خواهیم کرد.
نویسنده: جلیل معماریانی
یکشنبه، ۱ بهمن ۱۳۹۱، روزنامه خراسان شمارۀ ۱۸۳۲۱