ارتباط مؤثر, تفکر خلاق, تفکر کاربردی, خودآگاهی, نظم فکری

تفکر در فصل‌های سال | مجموعه یادداشت‌های مدیریت تفکر (قسمت ۱۴۶ از ۱۶۴)

تفکر-در-فصلهای-سال

یک سال دیگر هم گذشت و سالی دیگر شروع شد. راستی عجب سرعتی.
آیا شکل و نوع حرکت‌های ما با این سرعت تغییر و تحول فصول هماهنگ است؟ آرامش و قدرت و زیبایی و صلابت و لطافت و ظرافت همه و همه در گرو این هماهنگی است. لطفاً چند دقیقه فکر کنید. یعنی تعدادی سؤال طرح کنید. لحظه لحظه این ایام و جای جای این طبیعت فرصتی است برای همراه شدن. درس معاد و بهاری شدن و زیباشدن و لطافت را از بهار می‌گیریم. گل‌ها، شکوفه‌ها، باران، نسیم، شبنم، رنگین کمان، سبزه، بلبل و چمن و… تک تک این‌ها با ما حرف می‌زنند. آیا صدای این‌ها را می‌شنوید؟ آیا به اندازه کافی وقت می‌گذارید که از این موقعیت استفاده کنید؟ حتی پشت سرهم بودن فصل‌ها و شب و روز برای ما حرف‌های دیگری دارند.

شما چگونه فکر می‌کنید؟ آیا تا به حال به دنبال راهی برای بیرون آمدن از بن‌بست‌ها بوده‌اید؟ آیا تا به حال قواعد تبدیل رنج‌ها به لذت‌ها را از طبیعت فراگرفته‌اید؟ آیا تا به حال بیرون آمدن از دل خاک را پس از ریشه‌دارشدن تجربه کرده‌اید؟ آیا تا به حال هنگام کاشتن یک نهال یا پاشیدن یک بذر به این موضوع فکر کرده‌اید که باید یک جایی کاشته بشویم و بکاریم تا محصولی تولید شود یا نه؟ آیا تا به حال فکر کرده‌اید که در مسیر رویش و رشد باید آبیاری به موقع، سم‌زدایی و سم‌پاشی و تقویت خاک و نوردهی مناسب و کندن علف‌های هرز صورت گیرد تا شاهد میوه و سایه و بهره‌ای باشیم؟ طبیعت، سبزه، آب روان، چشمه جاری، باران، باد، نور خورشید و همه و همه زمینه‌هایی است تا ما بهتر و بهتر از فرصت‌های زندگی استفاده کنیم. حال وظیفه ما چیست؟ چقدر می‌توان ظرفیت پیدا کرد؟ تا کجا و چگونه باید حرکت کنیم؟

پاسخ این قبیل سؤالات را می‌توان از اندکی تأمل و تدبر و تفکر در بهار و با بهار یافت و به قول مرحوم استاد علی صفائی حائری:

«در دنیایی که شب و روز و بهار و پاییز و زمستان و تابستان با هم است، نمی‌توان از شب رنجید، که روز در راه است و نمی‌توان به روز دل خوش بود، که گرفتار شب است. نمی‌توان در بهار غزل‌خوان شد، که پاییز در راه است و نمی‌توان در پاییز غصّه‌دار ماند، که بهار می‌آید.
پس در این دنیای بی‌آرام، نمی توان نشست. نمی‌توان مغرور و مأیوس بود. آن‌ها که شب و روز را و بهار و پاییز را مقصد گرفته‌اند، هر دو به پوچی می‌رسند و آن‌ها که حرکت را و کوچ را و رحیل را فهمیده‌اند و بانگ رحیل را شنیده‌اند، آماده‌اند و بهره‌بردار. این‌ها در رنج، راحت هستند و دیگر به انتظار موقعیت‌های خوب نیستند؛ که فهمیده‌اند باید در هر موقعیت، کاری کرد و بهره‌ای برداشت. به جای موقعیت و امکانات، به موضع‌گیری‌های مناسب روی آوردند.
بعد‌ها که بزرگ‌تر شدی و گرفتاری‌ها و درگیری‌ها را دیدی و شناختی، می‌فهمی، که در دنیای رنج‌آلوده و به غم پیچیده، نمی‌توان به امید متزلزل دل بست و نمی‌توان بر نعمت متزلزل تکیه کرد و نمی‌توان روی موج خانه ساخت و بر ثروت و قدرت خود و پدر و برادر و همسر دلخوش بود، که این‌ها، تکیه‌گاه‌های محکم و پناهگاه‌های امنی نیستند.»

در این سال جدید دعا می‌کنیم توفیق حماسه‌سازی در عرصه اقتصادی و سیاسی داشته باشیم. به نظر می‌رسد مقدمه این حماسه‌سازی این است که در درون خودمان و با قوای درونی خودمان و با بهره‌گیری از نعمت‌های خدادادی و با توکل بر او حماسه بسازیم.


نویسنده: جلیل معماریانی
یکشنبه، ۱۸ فروردین ۱۳۹۲، روزنامه خراسان شمارۀ ۱۸۳۷۲

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

4 × یک =