سارقان ذهن و زمان | قسمت سوم
این سومین و آخرین قسمت از یادداشتی است که درباره موضوع نظم فکری و علل اتلاف وقت با شما صحبت کردیم.
در مباحث قبل درباره نظم فکری و چند علت آشفتگی ذهن نکاتی را گفتیم.
با ما باشید در ادامه مباحث …
چاله پنجم: علاقههای مدیریت نشده
پنجمین علت از عوامل اتلاف وقت علاقههای مدیریت نشده است.
علاقه مثل بنزین است. این بنزین باید از یک مسیری وارد منبع و محفظه شود و موتوری را به حرکت درآورد.
همین بنزین اگر به اطراف ماشین پاشیده شود نهتنها ماشین را به حرکت درنمیآورد که حتی گاهی ماشین را آتش میزند.
علاقه، جذابیتها، احساس، هیجان، اینها همه مثل بنزین هستند.
خطر بنزین در مدیریت و نحوه استفاده از آن است وگرنه خود بنزین خطرناک نیست؛ بلکه خیلی هم کارساز است.
این ما هستیم که تصمیم میگیریم با بنزین جنگل را آتش بزنیم یا ماشین راه بیندازیم.
علاقه، احساس و هیجان باید در خدمت ما باشد و برای رسیدن به اهدافمان موتور حرکت ایجاد کند نه اینکه باعث تشویش ذهن شود و مانع حرکت.
علاقه بخشی از آن اکتسابی و بخشی از آن ذاتی است.
ما با کسب اطلاعات و دانستن درباره بعضی چیزها نسبت به آنها علاقه پیدا میکنیم؛ مثلاً وقتی درباره یکرشته تحصیلی بیشتر مطالعه کنیم و بدانیم، گاهی علاقه ایجاد میشود گاهی هم برعکس بیعلاقگی به وجود میآید.
بیعلاقگی جنس و جوهره آن، همان علاقه است و مثل همان بنزین میتواند برای ما عمل کند.
ما نه دوستداشتنها و نه دوستنداشتنهایمان گاهی بر اساس تفکر نیست. یعنی ریشه علاقهها و بیعلاقگیهای ما در ناخودآگاه ما است.
ما باید بتوانیم هر دو را مدیریت کنیم.
وقتی علاقههایمان را مدیریت کنیم، هوسهای تازه در مسیر حرکت ما پیش نمیآید و باعث منحل شدن حرکت و یا توقف ما نمیشوند.
ما اول باید تکلیف خودمان را با علایق یا بیعلاقگیهایمان روشن کنیم، مثل بنزینی که در باک میریزیم و جای آن را مشخص میکنیم و دیگر خیالمان راحت است و حرکت میکنیم.
هوسها و احساساتی که در مسیر پیش میآیند نباید ما را از حرکت بیندازند؛ بلکه باید دستهبندی شوند و در جایشان قرار بگیرند.
مثلاً ما هوس میکنیم فلان کار را بکنیم، باید آن را یادداشت و دستهبندی کنیم بعد ببینیم آیا در مسیر حرکت و منطبق باهدف ما هست و نیاز ما را دررابطهبا هدف برطرف میکند تا اولویتبندیاش کنیم یا خیر؟
اگر ما را به هدف نزدیک میکند و از ارزشهای ما حمایت میکند در اولویت قرار میگیرد.
ولی اگر ما را به هدف نزدیک میکند؛ اما منطبق با ارزشهای ما نیست پس در اولویت قرار نمیگیرد؛ چون قرار نیست به هر قیمتی هر کاری را انجام بدهیم.
چاله ششم: مسائل زندگی مدیریت نشده
ششمین علت از عوامل اتلاف وقت: عدم مدیریت مسائل زندگی است.
مشکلات و مسائل زندگیمان را مدیریت نمیکنیم بعد همین مسائل به هدف و حرکت ما ضربه میزنند. مثلاً ما باید برای همسر و خانواده خودمان وقت بگذاریم وقتی این کار را انجام ندهیم بعد باید هم وقت بیشتری بگذاریم هم گاهی هزینه کنیم.
پس باید به این موضوع توجه کنیم تا بعد به ما ضربه نزند.
گاهی کاری که در زمان خودش باید انجام شود را انجام نمیدهیم، بعد باید همان کار را باانرژی و زمان بیشتری انجام دهیم و باز هم آن کیفیتی را که اگر در جای خودش انجام میشد را به ما نمیدهد.
ما خیلی وقتها درگیر این چندبرابرها هستیم، چرا؟
چون بهموقع کار را انجام نمیدهیم.
چرا انجام نمیدهیم؟ چون مسئله را نمیشناسیم.
تمرین:
لیستی تهیه کنید از مجموعه کارهایی که اگر در زمان خودش انجام میدادیم باعث خسارتهای بعدی نمیشد. مثلاً اگر فلان حرف را آنجا نمیگفتم لازم نبود که دو ساعت و نیم از دلش در بیاورم. یا اگر به فرزندم در این سنوسال توجه نکنم بعد باید چندبرابر خسارت بپردازم.
چاله هفتم: احساس فرصت زیاد
هفتمین علت از علل اتلاف وقت: احساس فرصت زیاد است. وقتی ما فکر میکنیم خیلی وقت داریم، هیچ کاری نمیکنیم؛ مثلاً وقتی میگویند ۲۰ روز وقت دارید برای امتحان درس بخوانید ما نمیخوانیم و همان سه روز باقیمانده میخوانیم.
۹۰ درصد کارها در ۱۰ درصد پایانی زمان و مهلت زمانی انجام میشود!
فرصت زیاد مانع حرکت سریع است.
زمانها را برای انجام یک کار، کوتاه و هدفها را تقسیم کنیم.
برای فتح یک قله، ابتدا تپههای کوچک را نشانهگیری کنیم تا بتوانیم قله را فتح کنیم.
برای رسیدن به هدف بزرگ، باید هدفهای کوچک و متناسب با آن را شناسایی کنیم و بعد یکییکی این هدفهای کوچک را تأمین کنیم.
زمانهای کوتاه برای هدفهای کوچک شده بگذاریم. سعی کنیم ایستگاه، ایستگاه به هدفها برسیم. اینطوری اراده ما هم تقویت میشود.
چاله هشتم: فراموشی و غفلتها
فراموشی و غفلتهای ما باعث اتلاف وقت میشود پس مدام به تذکر نیاز داریم. اینکه دائماً به ما یادآوری شود که زمان محدود است و ازدستدادن زمان مساوی خسران است.
در سوره مبارکه عصر تواصی به حق( یعنی توصیه کردن یکدیگر به حق و راه درست )، بیان شده است که یکی از راههای جلوگیری از غفلت است.
ما باید یک سیستم قوی چه در درون خودمان و چه در درون ارتباطهایمان درست کنیم برای اینکه مرتب به ما یادآوری شود که زمان محدود است و مایه خسران.
یک راه برای یادآوری و تذکر این موضوع این است: عکس یک نفر را که بهعنوان الگو و اینکه از ما خیلی قویتر است و شرایطش از ما سختتر بوده؛ اما موفق شده است را جلوی چشممان بگذاریم تا با دیدن او به ما یادآوری شود که باید تلاش کرد و زمان محدود است.
چهکارهای دیگری باعث جلوگیری از فراموشی و اتلاف وقت میشود؟
-تقویت مهارتهایمان نسبت به انجام کارهایی که برای رسیدن به اهدافمان باید انجام دهیم. چون وقتی مهارت نداریم زمان بیشتری را مصرف میکنیم و احتمال خرابکاری و دوبارهکاری هست.
– حذف رفتوآمدهای غیرضروری. در واقع یک سیستم منظم در ارتباطاتمان داشته باشیم.
– توقعات و انتظارات زیادی و بیجایی که از دیگران داریم در ما خودخوری ایجاد میکند و باعث رکود و آشفتگی ذهن و در نتیجه توقف میشود.
– بیهدفی و مشخص نبودن دقیق هدفها
– عادتهای غلط و منفی
– از این شاخه به آن شاخه پریدنها
– باورهای غلط مثل اینکه اگر شریک خوب بود خدا شریک میگرفت. درحالیکه تفویض کارها و نیروسازی برای انجام کارها خیلی به مدیریت زمان و رسیدن به هدف، سرعت میدهد.
– بیتوجهی به کمبودها و ضعفها
– عدم تعادل در زندگی و رفتن به سمت یک زندگی کاریکاتوری و غیرجامع
– مشخص نبودن چرایی هدفها
– جهتهای منفی
– گناه
– امروز و فردا کردن
– عدم تفکیک جایگاه عقلانی و احساسی
این موارد همه مجموعهای از عوامل اتلاف وقت هستند.
در نتیجه:
* حتماً هر شب کارهای خود را بنویسیم.
* حتماً هر شب وظایف خود را بنویسیم و اشکالات و چالشها را رها نکنیم.
* حتماً مواردی را که نتوانستیم به وظایف خود عمل کنیم، ریشهیابی کنیم.
— «خوب ببینیم و خوب بکاریم تا خوب درو کنیم.» —