ارتباط مؤثر, خودآگاهی

آیا فنون ارتباطی، «خود ِ ما» را پنهان کرده است؟

در دنیای امروز، اینکه چه طور ارتباط می‌گیریم مهم است. دنیای ارتباطات، نمی‌گذارد انسان‌ها بدون در نظر گرفتن مهارت‌های ارتباطیِ لازم، راهشان را بروند. هر کسی ناگزیر است برای بهتر طی نمودن مسیر، نحوۀ ارتباط برقرار کردن خود را تقویت کند.

سؤال‌هایی از خودم

در این یادداشت سعی داریم نکاتی پیرامون بهبود ارتباط مؤثر در زندگی را باهم مرور کنیم. پیش از شروع نکات برای آمادگی ذهنی بهتر سوالاتی را از خودمان می پرسیم:

من چطور ارتباط برقرار می‌کنم؟

طرف مقابل چه فکری در مورد من می‌کند؟

آیا ما باید نگران باشیم که طرف مقابل، من ِ واقعی ما را بشناسد؟

خود ما، چه جایگاهی در ارتباط داریم؟

هدف ما از ارتباط چیست؟

اولین نکته در ارتباط «خودآگاهی» است

از منظر ارتباط، اولین نکته خودآگاهی است. یعنی وقتی من خودم را درست شناخته باشم و بدانم جایگاهم کجاست و در چه جایگاهی دارم صحبت می کنم. این خیلی مهم است.

در بیشتر مواقع که ارتباط از همان ابتدا به شکل درستی صورت نمی‌گیرد، پای عدم خودآگاهی در میان است.

خودآگاهی ابعاد گسترده‌ای دارد. یکی از آن‌ها که برای شروع به آن اشاره می‌کنیم، شناخت جایگاه خود است.

من چه جایگاهی برای او دارم؟ او چه جایگاهی برای من دارد؟

مثلا دو همسر را در نظر بگیریم. گاهی یکی از همسران جایگاه همسری را فراموش می‌کند و در جایگاه والد، به همسر خود امر و نهی می‌کند. در اینجا موضوع اصلی گفتگو دچار آسیب می‌شود. هر چه چقدر هم آن را به زبان خوب بگوییم باز هم عدم شناخت صحیح جایگاه باعث می‌شود در ارتباط طرفین اختلال ایجاد شود.

اصلا هدف من در ارتباط چیست؟!

ما نمی‌توانیم در ابهام، کاری را به سرانجام برسانیم. چون شاخصی برای سنجیدن موفقیت و عدم موفقیت نداریم. مگر اینکه هدف مشخص باشد. آن وقت، میزان رسیدن به هدف می‌شود شاخص ما. هر چقدر به هدف نزدیک‌تر باشیم موفق‌تریم.

ما به عنوان کسی که قصد داریم یک ارتباط مؤثر با فرد یا افرادی داشته باشیم؛ ابتدا باید برای خودمان مشخص کنیم چه هدفی از ارتباط داریم؟ این مشخص شدن هدف به تمام جزییات در ارتباط ها جهت می‌دهد. مثلا وقتی هدف مشخص شد، میزان صمیمت، لحن، زمان و…. تحت تاثیر قرار می‌گیرد.

کسانی هدف خود را می‌دانند و از هدفشان فاصله نمی‌گیرند که خودآگاهی بیشتری دارند.

ما چقدر دیگرآگاهی داریم؟

هر چه انسان نسبت به خود و جایگاه خود خودآگاهی داشته باشد، خدا به او قدرت دیگرآگاهی بیشتری می‌دهد. یعنی خودآگاهی ما زمینه‌ساز دیگر آگاهی ماست و خودآگاهی ما زمینه‌ساز جامعه‌شناسی است. همچنین خودآگاهی ما زمینه‌ساز دشمن‌شناسی است. یعنی اساس همه شناخت‌های بیرونی، شناخت درونی است. خودآگاهی شامل نیت و انگیزه درونی انسان هم می‌شود و اینکه ما از نیت و انگیزه خود باخبر باشیم و ببینیم در لحظه به چه چیزهایی توجه می‌کنیم؟‌

 

آیا ما فقط با دیگران در ارتباطیم؟

ما به چه کسانی در ارتباطیم؟ هرگاه سخن از ارتبط می‌شود بیشتر ما به یاد ارتباط با دیگران می‌افتیم. اما آیا ما فقط با دیگران ارتباط داریم؟ آیا ارتباط با دیگران مهم‌ترین ارتباط ماست؟ اساتید در کتاب‌های مختلف، چهار حوزه ارتباطی برای انسان نام برده‌اند. ارتباط با خود، ارتباط با خدا، ارتباط با هستی و ارتباط با دیگران. ما نمی‌توانیم فقط به یک جنبه از ارتباطات انسان توجه کنیم و از سایر ارتباطات او غافل شویم. در واقع این چهار حوزه با هم در ارتباط هستند و هر چقدر در هر کدام موفق باشیم در دیگر حوزه‌ها هم اثر می‌گذارد و بالعکس، اگر در یکی از این حوزه‌ها ضعف داشته باشیم و نسبت به حل آن اقدامی انجام ندهیم قطعا اثرش را در حوزه‌های دیگر هم می‌گذارد. و گاهی ما نمی‌فهمیم اشکال کار کجاست. و اینکه چرا حتی فن بیان هم نمی‌تواند برای ما کاری بکند.

وقتی دیدمت، که خودم را دیدم

کسانی که قدر خودشان را خوب می‌شناسند این‌ها می‌توانند قدر دیگران را هم بشناسند. کسانی که احساسات خودشان را درک می‌کنند، می‌توانند احساسات دیگران را هم درک کنند. کسانی که مراقبت از خودشان را جدی‌تر می گیرند، مراقبت از دیگران را هم جدی‌تر می‌گیرند.

ارتباط با خود بسیار ضروری است و کسانی که خودشان را خوب می‌شناسند، متوجه می‌شوند که انسان‌ها هم در واقع هستند و مهم هستند. پس بنابراین ریشه همدلی با انسان‌ها این است که انسان خودش را خوب ارزیابی کند و خودش را خوب بشناسد. فرآیندهای ارتباطی درونی خودش را به خوبی اندازه‌گیری کند. یعنی مثلاً بفهمد خوشحالی دقیقاً به چه حسی می‌گویند یا ناراحتی به چه می‌گویند و وقتی ناراحتی چه انتظاری از دیگران داری؟ و اینطور حواسمان هست که وقتی دیگران ناراحت هستند سعی بر این داریم که این انتظار را به نوعی برآورده کنیم. این است که انسان وقتی خود را خوب ارزیابی کند دیگران را هم به حساب می آورد.

شب‌های خلوت، روزهای شلوغ

در ارتباط‌های سه‌گانه ارتباط بعدی ارتباط با خدا است. کسانی که روزها با آدم‌ها سر و کار دارند، شب‌ها باید با خالق آدم‌ها سر و کار داشته باشند. این نکته بسیار برای شما که اهل تبلیغ هستید مهم و ضروری است.

به عبارت دیگر اگر می‌خواهی ارتباطت با آدم‌ها درست باشد باید ارتباطت را با خالق آدم‌ها درست کنی. (درست کردن ارتباط با خدا = درست شدن ارتباط با خلق خدا)

هرگاه دیدی ارتباطتان در بخشی با اختلال روبرو شده است، بروید به این نکته توجه کنید که رابطه‌تان با خدا در چه حال و در چه درجه‌ایست. این یک فرمول قطعی است.

چون کسی که با خدا ارتباط بگیرد خلق خدا را هم دوست دارد و این طوری مدل ارتباطش با آدم‌ها عوض می‌شود. کسانی که عاشق خدا باشند با خدا تأمین هستند. وقتی کسی با خدا تأمین باشد به این معنا که محبت خدا را درک کند و با او بتواند حرف بزند و بتواند با او درد دل کند و باورش این باشد که او می‌فهمد و او را می‌بیند و با یک نگاه عقیده‌مندی با او ارتباط برقرار کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سه + یک =