تفکر و خودشناسی | مجموعه یادداشتهای مدیریت تفکر (قسمت ۱۰ از ۱۶۴)
سلام. در ادامۀ مباحث قبل، در این قسمت، به بعضی از آثار و فواید تفکر در زندگی میپردازیم:
۱. با تفکر میتوان به خودشناسی و خودآگاهی رسید. یکی از بهترین راههای رسیدن به خودشناسی، طرح سؤالاتی است که دربارۀ وضعیتهای مختلف روحی، روانی، رفتاری، عاطفی و شناختی خودمان باید بپرسیم. مثلاً چرا ناراحت شدم؟ آیا این مسئله ارزش این همه ناراحتی را دارد؟ چرا؟
از چهچیزهایی خوشحال میشوم؟ چرا؟ چقدر؟ آیا میزان خوشحالیها و لذتهای من، با اهدافم هماهنگ و متناسب است؟ آیا علت اصلی لذتها و رنجهایم را شناسایی کردهام؟ قوتها و ضعفهایم را چطور؟ در چه زمانها و موقعیتهایی، ضعفهایم آشکار میشود؟ چرا و چگونه با آنها برخورد کنم؟
انگیزههای اصلی و محرکهای من در انتخابها و تصمیمگیریهایم چیست؟ رو به سوی چیست؟ چگونه کنترل میشود؟ چگونه تقویت میشود؟
در لحظهلحظۀ زندگیمان با فکرکردن سروکار داریم. فقط کافی است مهار آن را در دست بگیریم. اینگونه، بهتر میتوانیم خودمان و افکار و رفتار و احساساتمان را مدیریت کنیم. هرکسکه بتواند خود را مدیریت کند، در مدیریت دیگران تواناتر خواهد بود.
۲. با تفکر میتوان جهان هستی را بهتر شناخت و از آن استفاده کرد. تمام آنچه در جهان هستی وجود دارد، آیههایی است که از ناحیۀ خدا جلوهگری میکند. با تفکر صحیح دربارۀ آنها، میتوان ریشهها و اصول و پایههای شناخت خود را تقویت کرد. با تفکر در جهان هستی و تفکر در استعدادهای انسان، میتوان به چرایی و چگونگی زندگی انسان در این دنیا پی برد. آنگاه متوجه خواهیم شد که واقعاً برای چه آمدهایم و از ما چه میخواهند.
نویسنده: جلیل معماریانی
یکشنبه، ۲۶ اردیبهشت ۱۳۸۹، روزنامه خراسان شمارۀ ۱۷۵۵۱