ملاکهای لازم برای تعریف موفقیت | مجموعه یادداشتهای مدیریت تفکر (قسمت ۲۱ از ۱۶۴)
خدای منان را سپاسگزاریم که توفیقمان داد تا دربارۀ موضوع بسیار مهم تفکر، مباحثی را تقدیم کنیم. در شمارۀ قبل با کلیات نگاه شبکهای و تفکر سیستمی و ضرورت آن آشنا شدیم. اینک ادامۀ مطلب.
هنگامیکه دربارۀ مسئلهای فکر میکنیم و میخواهیم بهدرستی با همۀ ابعاد آن آشنا شویم، نیازمند تحلیل شبکهای هستیم. این تحلیل باید بتواند موضوع مدنظر را از جوانب مختلف بررسی کند و ارتباطات آشکار و پنهان و عوامل مستقیم و غیرمستقیم مؤثر در آن را کشف کند. برای افزایش قدرت تحلیل شبکهای، لازم است اصول و مراحلی را با ظرافت و دقت کافی رعایت کنیم:
۱. موضوع مدنظر را از دیدگاههای مختلف و زوایای گوناگون تعریف کنید
برای نمونه، وقتی میخواهید راجعبه موضوعی مثل «روشهای موفقیت» فکر کنید لازم است تا تعریفهای موفقیت را از نظر مکاتب و نظریات مختلف با هم تطبیق دهید و مقایسه کنید. بعضی وقتها ممکن است در تعریفهای خاص، شباهتهایی هم دیده شود؛ ولی این شباهتها نمیتواند دلیل خوبی برای یکسانبودن دیدگاهها باشد.
بهعبارت دقیقتر ما باید زاویههای دید و نگرشهای مختلف به موضوع موفقیت را با هم مقایسه کنیم و ببینیم چه تفاوتهایی دارند. آیا تفاوت در اصول و مبانی است یا تفاوت در شیوهها و مراحل؟ آیا ازنظر جهتگیری و مقاصد و اهداف تفاوت دارند یا از نظر ظاهری و شکلی؟ ملاکهای موفقیت چیست؟ چگونه انسان موفق را از انسان ناموفق تشخیص میدهیم؟ آیا ملاکهای ظاهری کافی است؟ نسبت مؤثربودن ملاکها چقدر است؟ آیا موفقیت اکتسابی است یا ذاتی؟ چگونه؟ آیا ممکن است یک نفر از نظر یک شخص یا یک مکتب موفق باشد و از نظر مکتب یا شخص دیگر ناموفق باشد؟ چگونه موفق شویم؟ آیا برای رسیدن به موفقیت میتوانیم دست به هر کاری بزنیم؟ آیا کسانیکه به هدفهایشان نمیرسند، ناموفق هستند؟ آیا هدفها همان خواستهها هستند. آیا خواستهها همان نیازها هستند؟
همانطورکه ملاحظه میفرمایید، باید از جوانب، مختلف این موضوع بررسی شود؛ وگرنه اگر فقط بهصورت خطی و جزئی و از زاویۀ کاملاً بسته و محدود بخواهیم راجعبه موضوعی فکر کنیم، حاصلی نخواهد داشت.
انشاءالله در هفتههای آینده، گامهای بعدی تحلیل شبکهای و تفکر سیستمی را بیان خواهیم کرد.
نویسنده: جلیل معماریانی
یکشنبه، ۱۰ مرداد ۱۳۸۹، روزنامه خراسان شمارۀ ۱۷۶۱۲