گسترش فرهنگ تفکر نقد | مجموعه یادداشتهای مدیریت تفکر (قسمت ۳۴ از ۱۶۴)
در ادامۀ مباحث هفتههای قبل، در این شماره، نکتههای دیگری از روشهای تفکر نقادانه را تقدیم شما خوانندگان گرامی میکنیم. لطفاً موضوعی را درنظر بگیرید. میخواهیم چند دقیقه بهکمک هم راجعبه آن فکر کنیم. این موضوع را به سؤال تبدیل کنید.
مثلاً فرض کنید موضوع روشهای تقویت روحیه را درنظر گرفتهاید. باید بتوانید آن را در قالب یک سؤال مطرح کنید. بهطور کلی، تبدیل موضوعات مدنظر به سؤال، تکنیک سادهای برای فکرکردن است. در تفکر نقاد، همیشه با طرح سؤال مواجه هستیم. البته به خاطر داشته باشید که منفیبافیکردن و عادت به مخالفت بیدلیل بهمعنای تفکر نقاد نیست.
حالا مطلب مدنظر خودتان را با کمک سؤالات زیر، کمی بیشتر در ذهن خود پرورش دهید. سؤالاتی با کلیدواژههای: چرا؟ چگونه؟ چیست؟ به چه دلیل؟ منبع این نظر کجاست؟ استناد آن کدام است؟ چه شواهدی وجود دارد؟ مبنای این حرف چیست؟ بهترین راه کدام است؟ موانع سر راه کدام است؟ چه عواملی در تقویت آن مؤثر است؟ چه عواملی در تضعیف آن نقش دارد؟ چگونه سرعت آن بیشتر میشود؟ برای اینکه بتوانم آثار آن را اندازه بگیرم، چه باید بکنم؟ نشانههای آن چیست؟ ریشهها و عوامل مستقیم و غیرمستقیم آن چیست؟ آثار مستقیم و غیرمستقیم آن چیست؟
وقتی بتوانیم برای موضوعی که در ذهن ماست یا محل بحث و گفتوگوی ماست، این نوع سؤالات را از خودمان یا طرف مقابلمان بپرسیم، کمکم ذهن پرسشگرمان تقویت میشود و به تفکر نقادانه نزدیکتر میشویم. جامعهای که در آن تفکر نقادانه ترویج شود، از هیجانمداری و تفکر احساسی و شتابزدگی فاصله خواهد گرفت. برخی از معضلاتی که امروزه در اجتماع شاهد آن هستیم، بهدلیل ضعف در این نوع تفکر است. این معضلات چیزهایی مثل این امور است: خرافهگرایی، ادعاهای گزاف دربارۀ مهدویت و کرامات معنوی، پیشگوییها و جادوگری در فیلمهای مختلف، خوابهایی که منشأ تصمیم شده و منتشر میشود، اعتقاد افراطی به طالعبینی و فالهای مختلف و مسائل مشابه که جای تفکر و استدلال و منطق در آن واقعاً خالی است.
فرزندان ما باید با تفکر نقاد بهمعنای واقعی (نه از نوع پرخاشگرانه و تهاجمی و بدون منطق) آشنا شوند که الگوهای ایشان، والدین و معلمان و مدیران و مسئولان و دانشجویان هستند. ابتدا باید این فرهنگ بهطور عالمانه توسط آنها ترویج یابد. همۀ ما حق داریم سؤال کنیم و با ادبیات مناسب دربارۀ آنچه در ذهن ما و جامعه و پیرامون ما میگذرد، فعال و حساس باشیم.
جلسات هماندیشی و گفتوگو و بحثهای علمی و فکری و اعتقادی در خانوادهها و جمعهای مختلف، مثل مساجد و مراکز فرهنگی با رعایت اصول مذاکره و مناظره و روحیۀ حقپذیری و طلب و تسلیم، همراه با ظرفیت و ادب و تکریم شخصیت انسانها، زمینهساز گسترش این نوع تفکر است. البته همیشه به خاطر داشته باشیم که سؤالکردن غیر از شبههافکنی است. شبههافکنی و منفیبافی و شبههتراشی هیچ ربطی به تفکر نقاد ندارد؛ بلکه به لجبازی و تعصب و کفر انسان یا عناد و جهل و بدبینی و غفلت و غرور او مربوط است.
به امید روزی که همۀ ما فکرکردن را ضرورت زندگی خود بدانیم.
نویسنده: جلیل معماریانی
یکشنبه، ۹ آبان ۱۳۸۹، روزنامه خراسان شمارۀ ۱۷۶۸۷