تکنیک وارونهسازی در حل چالش | مجموعه یادداشتهای مدیریت تفکر (قسمت ۴۲ از ۱۶۴)
همانطورکه در قسمتهای گذشته مطرح کردیم، تفکر جانبی بهعنوان یکی از شیوههای مؤثر تفکر، زمینهساز تصمیمگیریها و رفتارهای مناسبتر و خلاقتر در زندگی است. پیداکردن راهحلهای متفاوت و غیرکلیشهای برای مسائل موجود و همچنین جرأت فکرکردن و رهایی از دام گزینۀ اول در فکرکردن و تصمیمگرفتن، از راهکارهایی بود که قبلاً به آن اشاره کردیم.
اینک در همین راستا، تکنیک دیگری را معرفی میکنیم: تکنیک «قلب در فکرکردن» یا «وارونهسازی».
وقتی میخواهیم راجعبه مسئلهای فکر کنیم، ابتدا موانعی بر سر راهمان خودنمایی میکند و ممکن است احساس کنیم که خیلی مسئلۀ سختی است. حالا فرض کنیم مسئله حل شده است یا شما به فلان نتیجهای که دنبالش هستید، رسیدهاید. دراینصورت، به عقب برگردید و ببینید احتمالاً چه مراحلی را پشتسر گذاشتهاید. شبیه چرخش فیلم سینمایی بهسمت عقب.
مثلاً وقتی میخواهید رفتار کودکتان را کنترل کنید، فرض کنید این رفتار کنترل شده است. یعنی از جواب نهایی شروع کنید و ببینید چه مراحلی اتفاق میافتد. زمانی را تصور کنید که کارهایش را خوب انجام میدهد و در کارهایش نظم دارد و رفتارهایش بسیار منطقی است و مسائلی ازاینقبیل. دراینصورت، در بعضی از قسمتها و مراحل، ممکن است جرقههایی به ذهن شما خطور کند.
یکی دیگر از روشهای وارونهسازی این است که موضوع را وارونه ببینیم. حتماً شنیدهاید در قصهای، سطح آب در یک ظرف آنقدر پایین بود که پرنده قادر به نوشیدن آب از آن نبود. پرنده در فکر بیرونآوردن آب از ظرف بود؛ اما درنهایت بهجای آن، سنگریزههایی داخل آب انداخت و سطح آب بالاتر آمد و او را قادر ساخت که از آب داخل ظرف بنوشد.
خیلیوقتها ما منتظر بهبود وضعیت میمانیم. دلمان میخواهد آدمها رفتارهایشان را تغییر دهند؛ وضعمان خوب شود. ما را درک کنند؛ به ما توجه کنند. از این تکنیک استفاده کنید و بگویید ما چگونه آنها را درک کنیم؟ باید کدام قسمت از فکر و رفتارمان را تغییر دهیم؟ کدام قسمتهایی از زندگیمان وجود دارد که ما باید برای آن شکر کنیم؛ ولی شکر نمیکنیم؟ بهطور کلی، موضوع را یک بار دیگر تعریف کنیم و از آن طرف ببینیم.
نویسنده: جلیل معماریانی
یکشنبه، ۵ دی ۱۳۸۹، روزنامه خراسان شمارۀ ۱۷۷۳۱