خطای تفکر احساسی و استدلالهای هیجانی | مجموعه یادداشتهای مدیریت تفکر (قسمت ۸۹ از ۱۶۴)
در هفتههای گذشته به پنج مورد از خطاهای تفکر اشاره داشتیم:
و در این قسمت به یکی دیگر از خطاهای رایج میپردازیم.
۶ – تفکر احساسی
در بعضی از موارد ممکن است به دلیل احساس خاصی که درباره یک موضوع داریم، نوع استدلال ما فرق کند. به عنوان مثال ممکن است فرزند من تصمیم داشته باشد با دوستانش بیرون برود و من نگران آسیبها و خطرات احتمالی آن باشم. حال اگر در هنگام اعلام نظر این نگرانی بر من غالب شود ممکن است در لحن، کیفیت کلمات و جملات و توضیحاتم تغییری به وجود بیاید که باعث شود مخاطب با موضعگیری منفی برخورد کند.
بهتر است به او بگوییم جوانب موضوع را بررسی کن. منافعی که از این تصمیم عایدت میشود را بررسی کن. هزینه و وقتی که از تو میگیرد را بررسی کن و … وقتی با او این گونه صحبت میکنیم به او امکان میدهیم تا درباره تصمیم خود به طور منطقی فکر کند. ولی وقتی فقط به او میگوییم نگران هستم و حتی موضوع نگرانی خودمان را به خوبی و شفاف برای او مطرح نمیکنیم استدلالها و فکر ما به او منتقل نمیشود و ممکن است در دیگر موارد نیز چنین برداشتی از تذکرات ما داشته باشد و کمکم از ما فاصله بگیرد. به طور کلی باید مراقب باشیم احساس ما در مسیر فکر کردن دخالت نکند. چه احساس مثبت و چه احساس منفی، فرقی نمی کند. یا بعضی وقتها در رابطههایمان به طرف مقابل میگوییم «برایم مهم نیست چه میگویی من این طور احساس میکنم.» یا به عنوان مثال «من چون او را دوست دارم میترسم اذیت شود و نگران هستم که اگر اذیت شود ذهنیتش نسبت به من تغییر کند و …»
به چند جمله بالا خوب فکر کنید. اگر کسی با این احساس (که ظاهرا منطقی به نظر میرسد) به تجزیه و تحلیل بپردازد و تصمیمگیری کند ممکن است بسیاری از جنبههای موضوع را نادیده بگیرد و فکرش به خطا برود و در نهایت به تصمیم یا تحلیل درست نرسد. وقتی در هنگام فکر کردن و تصمیمگیری و حل مسئله، احساسات خودمان را در حد زیاد و مستمر درگیر کنیم نمیتوانیم حتی مسئله را خوب تعریف کنیم تا چه رسد به حل آن. البته ما باید در یک بخش کاملا مجزا به احساسات خودمان توجه کنیم و آن را ببینیم و بشنویم و حس و لمس کنیم. اما در هنگام فکر کردن و تصمیم، احساسات نباید به فرآیند تفکر ما لطمه بزند.
در بعضی موارد به دلیل ترس یا تنفر یا خشم یا دوست داشتن افراطی یا تعصب و لجبازی یا نگرانی و دیگر احساسات و هیجانات ممکن است مسیر فکری ما توفانی شود و در دریافت دادههای مسئله یا تصمیم و تعریف یا تحلیل یا سازماندهی و ارزیابی و هر بخش دیگر با خطاهای جدی مواجه شویم.
شما به عنوان یک تمرین تا هفته آینده سعی کنید مسئلههای خودتان را ابتدا بدون هیچ احساسی بیان کنید تا قسمتهای مختلف آن به طور دقیق دیده شود. همچنین مواردی از تصمیمات خود را شناسایی کنید که در آنها به دلیل دخالت دادن احساس مثبت یا منفی خود دچار اشتباه در تصمیم گیری یا حل مسئله شدهاید.
نویسنده: جلیل معماریانی
یکشنبه، ۱۰ دی ۱۳۹۰، روزنامه خراسان شمارۀ ۱۸۰۲۰