نکاتی برای پیادهسازی یک تصمیم | مجموعه یادداشتهای مدیریت تفکر (قسمت ۱۰۱ از ۱۶۴)
همانطور که در یکی از شمارههای قبلی بیان کردیم برای بهبود بخشیدن به شیوه تفکر و پربارتر ساختن آن، یکی از راهها این است که مسئلهها و هدفهای بنیادی و ارزشهای حاکم بر آن بهدرستی مشخص شود. همچنین یادآوری میکنیم که توجه به ارزشها در طرح و حل مسئله از اهمیت ویژهای برخوردار است. در هدفگذاری و حل یک مسئله، شناسایی اهداف بنیادی و تعریف دقیق مسئله خیلی مهم است. پس از مشخصکردن هدف باید یک مدل اجرایی و برنامه عملیاتی طراحی شود تا زمینههای تحقق هدفها بهتر فراهم شود. در تفکر ارزشمحور، قسمت تعریف مسئله و هدفگذاری را بخش کیفی میگویند و مدلسازی اجرایی را بخش کمی مینامند.
برای پیادهسازی بخش کیفی در تفکر ارزشمحور، باید گامهای متوالی زیر را برداشت:
گام اول – تعیین چارچوب موقعیت تصمیم
چارچوب هر موقعیت تصمیم را گزینهها و ارزشهای آن تعیین میکند. آشنایی با مفاهیم مربوط به چارچوب تصمیم در شناخت و درک تفکر ارزشی نقشی محوری ایفا میکند. زمینه تصمیم و اهداف بنیادی همراه با یکدیگر چارچوب موقعیت تصمیم را در قالب یک منشور شکل میدهد. زمینه تصمیم، مجموعهای از گزینههای مناسب در یک موقعیت تصمیم خاص است و اهداف بنیادی نیز ارزشهایی را که در زمینه تصمیم موضوعیت دارد، شفاف میسازد؛ به بیان دیگر اهداف بنیادی همان اهداف نهایی است که در یک زمینه تصمیم خاص در برابر اهداف مقطعی قرار میگیرد.
هدف همان چیزی است که فرد میخواهد به آن برسد و سه مشخصه اساسی دارد که عبارت است از زمینه، موضوع و ترجیح. مثلاً درباره بهبود روابط با اطرافیان، یکی از اهداف افزایش بهرهوری و رشد است. در این هدف، زمینه تصمیم، بهبود روابط و موضوع بهرهوری و رشد است و رشد بیشتر بر رشد کمتر ترجیح دارد، به عبارت دیگر در هر تصمیم یک موضوعی وجود دارد که ارزش حاکم بر آن هدف و تصمیم را مشخص میکند که اگر در مسیر تصمیمگیری، آن را حذف کنیم آن هدف و آن تصمیم اعتبار چندانی ندارد.
شما به مجموعه هدفهایی که در زندگی مشخص کردهاید و گاه به آنها دست یافتهاید نگاه کنید. سؤال کنید و از خودتان بپرسید چرا این تصمیم را گرفتم یا میخواهم بگیرم. موضوع اصلی که برای من ضرورت این تصمیم و انتخاب این هدف را مشخص میکند، چیست؟ مثلاً میخواهید ازدواج کنید یا درس بخوانید یا فلان وسیله را تهیه کنید یا به فلان نقطه برسید یا فلان مقدار پول به دست بیاورید. به این موقعیت برسید و مفاهیم و مقاصدی از این قبیل. واقعا چرا؟
آیا میدانید چند درصد از انسانها میدانند چه میخواهند و چرا آن را میخواهند؟
در یک تفکر ارزشمحور باید به این سؤالات به طور دقیق پاسخ داده شود.
مثلاً در ازدواج، زمینه تصمیم راهبردی آرامش و رحمت و مودت است. (البته مشخصکردن زمینههای راهبردی یک تصمیم بستگی به افکار و عقاید و باورهای فرد دارد) یا مثلاً در هدفهای اقتصادی، زمینه تصمیم راهبردی بهرهمندی عالمانه و حکیمانه از نعمتهای خدا در مسیر به جریان انداختن آنها بر مبنای امر او است.
انشاءالله هفتههای آینده این بحث را ادامه میدهیم.
خدایا برای تو حرکت میکنیم، تمام سعی خود را به کار میگیریم، هدفمند و پرشور گام برمیداریم و فردا را به تو میسپاریم.
نویسنده: جلیل معماریانی
یکشنبه، ۲۷ فروردین ۱۳۹۱، روزنامه خراسان شمارۀ ۱۸۰۹۴