مانعی بزرگ بر سر راه تفکر | مجموعه یادداشتهای مدیریت تفکر (قسمت ۱۱۲ از ۱۶۴)
همانطور که بیان شد تفکر انسان با موانع مختلفی روبهروست.
در قسمتهای گذشته به موانعی از قبیل عادت جزءنگری، تفکر خطی و شتابزدگی اشاره شد. در این قسمت به بیان یک مانع بسیار مهم و حیاتی میپردازیم.
موانع یک تفکر سازنده | مجموعه یادداشتهای مدیریت تفکر (قسمت ۱۰۷ از ۱۶۴)
نقش عادات در تفکر | مجموعه یادداشتهای مدیریت تفکر (قسمت ۱۰۸ از ۱۶۴)
عادت تفکر خطی و عمودی | مجموعه یادداشتهای مدیریت تفکر (قسمت ۱۰۹ از ۱۶۴)
عادت شتابزدگی در تفکر | مجموعه یادداشتهای مدیریت تفکر (قسمت ۱۱۰ از ۱۶۴)
خط اول رشد انسان تفکر است. البته باید فکر آزاد شود و از جاذبهها و کششها خلاص شود (ان تقوموا ثم تتفکروا) و سپس به راه بیفتد، چون قطبنماى فکر ما، قطبنماى وجود ما، تا زمانى که در کشش آهنرباهاى عادت و تعصب و سنتها باشد، قطب شمال و جنوب و جهت حرکت ما را نشان نمىدهد.
هنگامى که با عقیده خویش، با تعصب خویش، مکتبى را و شخصى را و عملى را نقد مىکنیم به این معنی است که ما هنوز، خود به روشى نرسیدهایم و معیار ثابتى در دست نداریم.
انسان متعصب و لجوج بر عقاید و افکار باطل خویش اصرار مىکند و حاضر به شنیدن و تأمل در گفتار و دلایل دیگران نیست. او خود را حق مىبیند و با حصارى از تعصب که به دور خویش کشیده، راه نفوذ هدایت را بر خود مىبندد. بسیاری از انسانها به تعصب و جزمیت و یکسوبینی دچارند و افرادی را که ما منصف ارزیابی میکنیم کسانی هستند که از این تعصب کاسته یا آن را به حداقل رساندهاند، اما اینکه فکر کنیم میتوانیم کاملاً بیطرفانه به موضوعی توجه کنیم تصوری دور از واقعیت است. تعصب به این معنا، که ما خودمان را دوست داریم و نسبت به سرنوشت و وجوه مختلف شخصیتمان حساس هستیم، منفی نیست.
همه ما فرزندانمان را دوست داریم و این دوست داشتن بیش از دوست داشتن فرزندان دیگر افراد است. همه ما به وطنمان عشق میورزیم و هرچند به کشورهای دیگر توهین نمیکنیم نسبت به کشور خودمان حساسیت و تعصبی داریم. ما همه انسانیم و اندیشههای خودمان را از اندیشههای افراد دیگر بیشتر دوست داریم و این مانع بنیادین تفکر قلمداد میشود. حقپذیری و روح جستجوگری و کنجکاوی مبتنی بر درک و کشف حقیقت باعث میشود که انسان از تعصبها رها شود. همچنین تعصبهایی که گاهی درباره تیم مورد علاقه، شخص مورد علاقه، رشته یا شهر یا خودرو و … داریم کمکم زمینههای تعصب را در وجود ما بیشتر میکند.
ممکن است شخصی را ما قبول داشته باشیم ولی اشتباه هم بکند. ما ضمن قبول آن شخص اشتباهش را هم به رسمیت میشناسیم و تعصبی به خرج نمیدهیم. یا برعکس کسی را قبول نداریم ولی ممکن است یک یا چند کار او درست باشد. باز هم بدون تعصب میپذیریم. رهایی از تعصب زمینهساز آزادی فکر و آزادی فکر زمینهساز شناختهای درست و شناختهای درست، زمینهساز تصمیمهای صحیح است و راز موفقیت انسان در همین است. انسانها به اندازهای که از تعصبها آزاد میشوند بهتر و صحیحتر فکر میکنند.
پس چند دقیقه با خودمان خلوتی داشته باشیم و با خودمان فکر کنیم و ببینیم درباره چه چیزهایی تعصب بیجا داریم و تاکنون این تعصب چه موانعی سر راه رشد ما ایجاد کرده است. به امید رهایی و آزادی از تعصبها.
هشدار مهم اینکه: در خطبه ۱۹۲ نهجالبلاغه از شیطان به عنوان پیشوای متعصبان نام برده شده است.
از درون زنگ تعصب بزدای
بر خرد راه تامل بگشــای
نویسنده: جلیل معماریانی
یکشنبه، ۱۸ تیر ۱۳۹۱، روزنامه خراسان شمارۀ ۱۸۱۶۱