حق را بشناس تا اهلش را بشناسی | مجموعه یادداشتهای مدیریت تفکر (قسمت ۱۴۱ از ۱۶۴)
در هفتههای گذشته سه مورد از عوامل لغزش فکر را مطرح کردیم:
و در این بخش به یک مورد دیگر یعنی شخصیتگرایی اشاره میکنیم.
۴ – شخصیتگرایی
یکی دیگر از زمینههای لغزش اندیشه، گرایش به شخصیتهاست. به عبارت دیگر وقتی یک جمله یا یک عبارت یا گزارهای را میشنویم یا میخوانیم، چقدر به گوینده آن فکر میکنیم و چقدر به گفتهها؟ اگر بتوانیم فرهنگسازی کنیم که در هنگام فکر کردن به یک موضوع، به جای شروع کردن از گوینده، از ملاکها و تعریفها شروع کنیم از آفت در تفکر دور خواهیم بود. در مباحث مشاورهای و تربیتی هم باید به گونهای بیاندیشیم که استقلال و بصیرت ما نسبت به یک موضوع خدشهدار نشود.
در کارهای تحقیقاتی و فکری، وابستگی به شخص و جایگاه گوینده نباید مانع فکرکردن و نتیجهگیریها باشد و در چنین شرایطی، حتی استادان و معلمان هم میتوانند از دانشجویان و شاگردان خود، بیشتر استفاده کنند و از نظرات آنها با استفاده از تجربیات و پختگی خودشان، به نتایج زندهتر و زیباتر و دقیقتر برسند. اگر بتوانیم ذهن خود را عادت بدهیم که به صورت مستمر به تحلیل و بررسی بپردازد و تحت تأثیر گوینده قرار نگیرد کم کم به آزادی ارزشمندی میرسد و باعث رهایی از تعصب و دیگر زنجیرهای فکری میشود.
استادی میگفت: من از شاگردم بیشتر از آنچه از من استفاده کرده است، استفاده بردهام. علتش این است که او از گوینده خود را آزاد کرده است و خودتان هم بارها دیده و شنیدهاید که گاهی طرح یک سؤال دقیق از دانشجوی دقیق، طرح مرده استاد را زنده میکند و راه بسته را میگشاید و مراحل را مشخص میسازد و آغاز و پایان طرح را نشان میدهد. به طور کلی ضمن احترام به شخصیتها و جایگاه علمی آنها، باید راه فکرکردن و نوآوری همواره باز بماند.
آزادی فکر از شخصیتها بسیار ارزشمند است. البته باید تفکیک کنیم. حتماً تواضع علمی در مقابل بزرگان جزو وظایف هر انسانی است. ولی منافاتی ندارد که در حوزه اندیشیدن، آزاد باشیم و باز تأکید میکنیم که این آزادی بهمعنای بیمنطقی و بیمبنایی فکر نیست. اصول و مبانی و ملاکهای عقلانی در هنگام فکرکردن به عنوان شاخصهای ارزیابی باید همیشه با ما همراه باشد.
امام علی (علیهالسلام) میفرمایند: نگاه نکن چه کسی میگوید بلکه ببین چه میگوید. یا فرمایش دیگری که: «ابتدا حق را بشناس تا بتوانی اهلش را بشناسی.»
قرآن کریم ما را دعوت به استقلال فکری میکند و پیرویهای کورکورانه از اکابر و شخصیتها را موجب شقاوت ابدی می داند؛ لذا از زبان مردمی که از این راه گمراه میشوند نقل میکند که در قیامت می گویند: قالُوا رَبَّنا إِنَّا أَطَعْنا سادَتَنا وَ كُبَراءَنا فَأَضَلُّونَا السَّبيلاَ «پروردگارا! ما بزرگان و اکابر خویش را پیروی و اطاعت کردیم و در نتیجه ما را گمراه ساختند.» (احزاب-آیه ۶۷)
نویسنده: جلیل معماریانی
یکشنبه، ۲۹ بهمن ۱۳۹۱، روزنامه خراسان شمارۀ ۱۸۳۴۳