نکاتی مهم در فکر کردن | مجموعه یادداشتهای مدیریت تفکر (قسمت ۱۴۲ از ۱۶۴)
ضمن آرزوی موفقیت روزافزون برای شما خوانندگان محترم در ادامه یادداشتهای مدیریت تفکر، در این مبحث توجه شما را به یکی از قواعد اساسی فکرکردن جلب میکنیم؛ قاعدهای که اگر به درستی فهمیده شود زمینهساز رشد و شکوفایی تفکر خواهد بود.
به نظر شما چرا بیشتر اوقات در حل یک مسئله یا برخورد با یک واقعه «به چیزی دیگر» فکر نمیکنیم؟ شاید عادت کردهایم برای بیشتر کارهایی که انجام میدهیم فکر نکنیم. چون ظاهراً نیاز به فکرکردن ندارد. مثلاً شما وقتی مشغول راه رفتن، خوردن، مطالعه یا تفریح کردن و مواردی از این قبیل هستید آیا به چگونگی انجام آن فکر میکنید؟ یا به صورت ناخودآگاه کارهایتان را انجام میدهید؟ ممکن است با خودتان فکر کنید که ضرورتی ندارد وقتم را در این باره تلف کنم. وقتی کارهای روزمرهمان را انجام میدهیم مخلوق عادتهایمان هستیم.
کاملاً طبیعی است که اگر قرار باشد برای انجام کارهای روزمره فکر کنیم احساس میکنیم وقتمان گرفته میشود و به موقع به کارهایمان نمیرسیم. این احساس تا اندازهای درست است فقط باید به چند نکته توجه کنیم:
۱. سرعت تفکر ما بین ۴۰ هزار تا ۵۰ هزار کلمه در دقیقه است و ما با سرعت خیلی زیادی میتوانیم فکر کنیم همانطور که با سرعت خیلی زیادی میتوانیم نیروی تخیل خود را آزاد کنیم. در کمتر از چند ثانیه شما میتوانید به هر یک از خاطرات گذشته یا آرزوهای آینده خود فکر کنید و روزانه بدون اینکه تسلط خاصی داشته باشیم بین ۴۰ تا ۵۰ هزار موضوع از مسیر ذهنمان عبور میکند و ما فقط درگیر بعضی از آنها میشویم.
نتیجهای که میگیریم این است که باید اجازه دهیم فکر ما از قفس عادتها آزاد شود تا در طول زمان به کندی و تنبلی فکر مبتلا نشویم. همان خطری که امروزه نسل ما را به شیوههای گوناگون تهدید میکند. (انشاءالله در فرصتی مناسبتر در این باره مطالبی تقدیم خواهد شد.)
ما به راحتی میتوانیم از نیروی فکرمان با سرعت و دقت فراوان و در مسیر اهداف و ارزشها و نیازها و آرمانهایمان در هر لحظه استفاده کنیم. مثلاً در هنگام انجام کارهای روزمره خود میتوانیم به کیفیت بخشی کارهایمان فکر کنیم.
به عنوان نمونه حالا که من در حال راه رفتن هستم چگونه به اطرافم نگاه کنم که از طبیعت درس بگیرم. چگونه از برخوردهایی که با انسانهای مختلف دارم عبرت بگیرم و آن را به عنوان یک سرمایه ارزشمند و مهم در زندگی خود به کار بگیرم. باور کنیم که اگر این مدل فکر کردن را در مسیر کارمان داشته باشیم نه تنها ضرر نمیکنیم بلکه با افزایش کارآیی میتوانیم از ثمرات فعالیتها و کارهایمان بهره بیشتری ببریم.
۲. ما برای فکرکردن و خلاق بودن آموزش کافی ندیدهایم. اغلب ما به این موضوع عادت کردهایم که حدس بزنیم دیگران به چه موضوعی فکر میکنند. به عبارت دیگر فکر کردن را به دیگران میسپاریم و به طور ناخودآگاه به ما القا شده است که فکرهای بکر و ایدههای خلاق در ذهن دیگران شکل میگیرد.
۳. سومین مسئله این است که اغلب نظر ما درباره یک مسئله تغییر نمیکند. باید یک فکر اساسی به حال این مسئله بکنیم که بالاخره آیا قرار است وقتی یک چیز جدیدی یاد گرفتیم نگاهمان تغییر کند و عملی در آن رابطه از ما سر بزند یا نه؟ به عبارت دیگر قفلهایی در ذهن ما وجود دارد که مانع از سریع فکر کردن میشود و باید باز شود. انشاءالله هفته آینده در این باره مطلبی تقدیم خواهد شد. تا هفته آینده سعی کنید در حین انجام کارهای روزمره خود فکر کنید و ببینید چه راههای بهتری وجود دارد که نتایج بهتری عایدمان و کارهایمان باعث رشدمان شود.
خدایا برای تو حرکت میکنیم، تمام سعی خود را به کار میگیریم، هدفمند و پرشورگام برمیداریم و فردا را به تو میسپاریم.
نویسنده: جلیل معماریانی
یکشنبه، ۶ اسفند ۱۳۹۱، روزنامه خراسان شمارۀ ۱۸۳۴۹