هماهنگی حالات و احساسات با اهداف | سلسله یادداشتهای نظم فکری (قسمت 11)
بسم الله الرحمن الرحیم
یکی از موضوعات بسیار مهمی که در حوزه نظم فکری وجود دارد و بهعنوان یک عامل مؤثر میتوان به آن پرداخت، این است که آیا بین حالتها و احساسات ما و اهداف ما هماهنگی خاصی وجود دارد یا نه؟
بیشتر بخوانید:
تفکر و خودشناسی | مجموعه یادداشتهای مدیریت تفکر (قسمت ۱۰ از ۱۶۴)
مثلاً بعضی وقتها از یک موضوعی ناراحت میشویم و وقتی در خلوت خودمان به آن موضوع فکر میکنیم متوجه میشویم که ریشۀ ناراحتی ما آن موضوع نبوده است بلکه این موضوع بهانهای بودهاست تا من ناراحت شوم.
بهعنوان یک مصداق عملی کسی به من بیاحترامی میکند و من ناراحت میشوم. وقتیکه بررسی میکنم متوجه این نکته میشوم که من از اصل بیاحترامی کردن ناراحت نمیشوم بلکه چون به “من” بیاحترامی شدهاست ناراحت شدم. ولی ممکن است در تحلیل این موضوع بارها و بارها بیان کنم که من از فرایند بیاحترامی کردن دیگران ناراحت شدهام.

نکته ظریف قابل توجه در این مثال این است که حالت ناراحتی من بیشتر بهخاطر خودم بودهاست تا اینکه اصل بیاحترامی کردن در نظر من یک کار ناشایستی باشد.
بههمین ترتیب میتوان ریشههای حالتها و احساسات را بررسی کرد و متوجه این ناهماهنگیها شد.
نظم فکری به ما کمک میکند تا این هماهنگیها شکل بگیرد و میزان و نوع احساسات ما با هدفهای ما هماهنگتر شود و به عبارت دیگر به یک خودآگاهی بهتری برسیم.
موفق باشید
نویسنده: جلیل معماریانی
سهشنبه، ۵ بهمن ۱۴۰۲، سایت نظم فکری