مدیریت زمان

جادوی هدف | موفقیت در هدف‌گذاری است

«موفقیت در هدف‌گذاری است هر چیزی جز این فرع بر قضیه است. تمام مردمان موفق به شدت هدف‌گرا هستند. می‌دانند که چگونه و با تمام وجود و در هر روز زندگی برای دست‌یابی به خواسته‌هایشان تلاش‌ می‌کنند.» این گفته برایان تریسی استاد بین‌المللی موفقیت است.
توانایی شما در هدف‌گذاری مهارت اصلی و تعیین‌کننده برای موفق شدن است. با داشتن هدف، ذهن مثبت شما به کار‌ می‌افتد و نقطه نظرها و انرژی برای دستیابی به این اهداف آزاد‌ می‌شوند. بدون هدف تحت تأثیر جزر و مد زندگی به بالا و پایین‌ می‌روید. اما با داشتن هدف چون تیری از کمان در رفته به سوی هدفتان به حرکت در‌ می‌آیید تا به آن اصابت کنید.»

 

برای ذهن هدفمند همه چیز روشن است

حالا ببینید تا چه میزان‌ می‌خواهید درآمدتان افزایش یابد ؟ تا چه مقطعی‌ می‌خواهید ادامه تحصیل بدهید؟ تا چه زمانی‌ می‌خواهید یک وسیله نقلیه بخرید، تا چه مدت‌ می‌خواهید به هدفی خاص برسید؟
اگرهدفی مشخص نداشته باشیم دربارۀ ساده‌ترین تصمیمات دچار تزلزل و ناتوانی‌ می‌شویم. اگر امروز از هر فرد موفقی سؤال کنید: راز موفقیت تو در چیست؟ بدون تردید او در کنار عوامل مختلف، از یک عامل مهم کلیدی در موفقیت صحبت‌ می‌کند و آن ویژگی مهم، هدفمند بودن است. خصوصیت و نقطه مشترک تمامی افراد موفق این است که آن‌ها برای نیل به موفقیت زندگیشان هدف مشخصی را انتخاب‌ می‌کنند. ‌هارو اکر‌ می‌گوید: «دلیل اول برای این که مردم آنچه را که‌ می‌خواهند به دست نمی‌آورند این است که آن‌ها نمی‌دانند چه‌ می‌خواهند.»

 

باید بدانید که به کجا‌ می‌روید

این، زندگی نیست که قضاوت‌ می‌کند که باید به کدام سو بروید، بلکه به سوی آنچه که پیش‌ می‌روید، زندگی شما‌ می‌شود؛ چه جهتِ حرکتِ شما به سوی پیشرفت باشد یا سقوط.
به یک داستان توجه کنید. روزی شخصی برای کم حافظه بودن خود به دکتر مراجعه‌ می‌کند. دکتر تشخیص‌ می‌دهد که او باید جراحی شود و به آن بیمار‌ می‌گوید ممکن است که پس از این جراحی بیناییش را از دست بدهد. در نهایت آن مرد تصمیم به منصرف شدن از جراحی‌ می‌گیرد. او نتیجه‌ می‌گیرد که بینایی برایش مهم‌تر است و‌ می‌گوید: «اینکه ببینم کجا‌ می‌روم بهتر از این است که به خاطر بیاورم کجا بوده‌ام.»
اگر هدف روشنی در زندگی نداشته باشید، مانند این است که در تاریکی به دنبال یک شیء جستجو‌ می‌کنید .

 

مزایای هدفمندی

به راستی چه نیرو و رازی در اهداف وجود دارد که تا این حد آن را برای متخصصان و صاحب نظران حائز اهمیت ساخته است؟
تمامی محققان بر این امر اتفاق نظر دارند که هدفمند بودن باعث بهبود عرصه‌های مختلف زندگی‌ می‌شود. گراهام وینتر و کتی مارتین‌ می‌گویند :” تحقیقاتی که روی ورزشکاران – ازمبتدی گرفته تا شرکت‌کنندگان در المپیک – انجام شده است، نشان‌ می‌دهند که بهترین اجراهای ورزشی در زمان‌هایی بوده که ورزشکاران برای خود اهدافی را معین و در هر تمرین و مسابقه، آن اهداف را ارزش‌یابی کرده‌اند.»

تحقیقات علمی صورت گرفته توسط متخصصان نشان‌ می‌دهد که فرایند هدف‌گزینی بر ایجاد شرایط مطلوب‌تر زندگی اشخاص اثرگذار است.
کالوین پیت، گلف‌باز برجسته حرفه‌ای جهان در مورد آموختن هدف‌چینی چنین گفت: «وقتی که گلف را شروع کردم اهداف ساده و آسانی را در مقابل خودم قرار دادم و مرحله به مرحله آن‌ها را دشوارتر ساختم تا اینکه هدف نهایی من که پیروزی در مسابقات تاپ‌تن بود، برآورده شد .»

 

زندگی پیکار نیست بلکه هدف است

براستی آیا‌ می‌دانید که زندگی عملاً چیزی جز تحقق رؤیاها و اهداف مهم زندگی نیست؟ آیا‌ می‌دانید تمامی انگیزه‌هایی که در انسان‌ها وجود دارد بر اساس یک هدف خاص است؟ گفته‌ای وجود دارد که‌ می‌گوید: «اگر بدانی چه‌ می‌خواهی ، به آن‌ می‌رسی»

همه میل دارند مراحل پیشرفت و ترقی را در آغوش زندگی خود لمس کنند ولی تنها معدودی از افراد‌ می‌توانند به این هدف برسند. زندگی پیکار نیست، بلکه هدف است. ما همه به دنبال هدفی برای ادامه زندگی هستیم. حتی تلاش برای ادامۀ زندگی و زنده بودن، خودش یک هدف است. ولی تمامی اهداف دارای نتایج و کیفیت یکسانی نیستند. بعضی از هدف‌ها، زندگی انسان را به سقوط و ناکامی‌ می‌کشانند و بعضی از هدف‌ها انسان را به اوج رشد و ترقی‌ می‌رسانند .
به این مسأله فکر کرده‌اید که چرا بعضی‌ها در طول عمرشان این همه تلاش‌ می‌کنند ولی به جایی نمی‌رسند؟ اگر به دنبال یک هدف مشخص باشید و برای رسیدن به آن تمام تلاش خود را به خرج دهید، به زودی به مراحل بالاتری دست خواهید یافت .

 

هدف‌های مورد علاقه را دنبال کنید

شاهین اقبالِ رفاه، آرامش، شادی و ثروت برشانۀ کسی‌ می‌نشیند که با عشق و علاقه به کار خود‌ می‌پردازد. موفق‌ها بیشترِ وقت خود را صرف کارهای مورد علاقه خود‌ می‌کنند و از آن‌ها نتیجه‌های عالی‌ می‌گیرند. ولی ناموفق‌ها فقط عمر خود را در کارهای بی انگیزه تلف‌ می‌کنند؛ در این راستا نباید از وجود چهره‌های ناراضی از زندگی آن‌ها تعجب کرد.
از کسالت و کرختی فرار کنید؛ با تمام توانمندی‌‌های خودتان به پیکار با مشکلات بروید و این امر میسر نمی‌شود مگر به واسطه پیگیری هدفی روشن که به آن علاقه داشته باشید.

بی‌علاقگی به کار موجب بروز پس‌لرزه‌هایی در زندگی‌ می‌شود که عاقبت، همه چیز را در آینده با خود ویران‌ می‌کند. آقای هوندا، سلطان معروف صنعت خودروسازی ژاپن،‌ می‌گوید: «کارتان را دوست داشته باشید و بکوشید تا آنجا که ممکن است کار را برای خودتان دلپذیر کنید.»
اگر انسان به کاری که‌ می‌پردازد، بی‌علاقه باشد، دچار برده‌کشی از خویش‌ می‌شود. اگر خواهان وفور نعمت، رفاه، شادی و رضایت زندگی هستید دل در گرو کار یا هدفی ببندید که به آن عشق‌ می‌ورزید.

 

اهداف مورد علاقۀ خود را بنویسید

هدفی را که برمی‌گزینید باید ببینید که آن اهداف تا چه میزان با باورها، توانمندی‌ها و علاقه‌تان هماهنگ هستند. فکر کنید که با تحقق این هدف به چه احساس و روحیه‌ای‌ می‌رسید و زندگی برای شما چه معنایی‌ می‌یابد. پس از کشف این احساسات و یاداشت آن‌ها، آن احساسات را در جلوی اهداف خویش بنویسید و به تجزیه و تحلیل آن بپردازید. نوشتن این احساسات در جلوی اهدافتان، راهنمای مؤثری برای اولویت بخشیدن به اهداف مهم زندگی است. با نوشتن اهداف مورد علاقه‌تان، قدرت تحقق آن‌ها را چند برابر‌ می‌کنید. نوشتن اهداف باعث فعال ماندن ذهن و درگیر ماندن آن با هدف‌ می‌شود.

 

راز و رمز زندگی

برای آن کس که به زندگی علاقه‌مند است هر نوع فداکاری و تلاش، نوعی افتخار محسوب‌ می‌شود. اگر از آن جمله افرادی هستید که برای زندگیتان دارای برنامه و هدف هستید، زندگی برای شما مبهم نخواهد داشت و همه چیز برای شما مشخص و روشن است .
بی‌حوصلگی و سستی، به واسطۀ نداشتن یک افق دلچسب و شورانگیز از زندگی پدید‌ می‌آید. اگر یک هدف مشخص داشته باشید و برای رسیدن به آن همت و تلاش کنید، در تاریکی به سرنخواهید برد و همۀ نشانه‌های تحقق آرزو‌ها مانند یک خورشید درخشان برای شما‌ می‌درخشد. یقین داشته باشید که اگربه سوی آرزوها و اهداف خود حرکت کنید، هستی به شما هم اسرارش را آشکار‌ می‌سازد. زندگی رازو رمزی ندارد مگر اینکه خودتان آن را به‌دلیل، بی‌هدف مبهم کنید.

 

چرا باید به اهداف فکر کرد

محققان به این نتیجه رسیده‌اند که میان ترقی افرادی که برای آیندۀ زندگیشان دارای اهداف ترقی‌خواهانه هستند و افراد غیرهدفمند، فاصله وجود دارد. اصولاً اگر در مورد آیندۀ زندگی نقشه‌ای نداشته باشید و معلوم نکنید که در آینده‌ می‌خواهید به کدام موقعیت و پیشرفت مالی، شغلی، خانوادگی، معنوی و رفاهی برسید، خودتان را به چرخۀ تقدیرات پیچیده گرفتار می‌کنید. اگر قائم به یک چشم‌انداز زیبا از آینده باشید حوادث و مردم، برای حمایت از زندگی شما بسیج‌ می‌شوند. اسکاول شین‌ می‌گوید: «کسی که به قوۀ تخیل خود آموخته باشد که تنها نیکی را تصور کند و ببیند، خواهد توانست به همۀ خواسته‌های دلش – خواه سلامت و خواه ثروت و خواه محبت و خواه دوستی و خواه بیان کامل نفس و یا هر آرمان بزرگ دیگر – برسد.»

 

توجه به آینده

اگر به آیندۀ خودتان توجه نکنید، معیاری برای زندگی ندارید که به آن افتخار کنید. احساس موفقیت به این مسأله وابسته است که تا چه میزان برای تحقق یک هدف، حرکت و تلاش‌ می‌کنید.
وقتی به سوی تجلی یک آیندۀ دلچسب گام برمی‌دارید، احساس بزرگی و هدفمندی‌ می‌کنید. این حس به شما‌ می‌گوید که شما زنده هستید و لایق افتخار ورزیدن به خودتان هستید. آنتونی رابینز‌ می‌گوید: «در پایان راه زندگی تمام چیزهایی که در طول عمرتان به دست آورده‌اید، هیچ کدام موجب رضایت و خوشحالی شما نخواهد شد، بلکه آنچه برایتان اهمیت ویژه دارد، این است که در مقام یک انسان چه کرده اید؟»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

18 + پنج =